در این مطلب از تاپ ناپ به حکایت آموزندهٔ «عمر گران مایه» از کتاب فارسی ششم (صفحه ۹۲) پرداختهایم. در این حکایت، سعدی با بیانی زیبا تفاوت میان زندگی با دسترنج خویش و خدمت در دربار پادشاه را نشان میدهد. ما در ادامه، متن کامل حکایت، معنی ساده و روان، واژگان مهم همراه با معنی، همخانوادهها و متضادها، همچنین خلاصه و پیام اصلی درس را برای شما گردآوری کردهایم تا در یک مجموعهٔ کامل به همهٔ بخشهای این درس دسترسی داشته باشید.
معنی حکایت عمر گران مایه فارسی ششم
دو برادر بودند. یکی با کار کردن برای پادشاه امرار معاش میکرد و دیگری با زحمت و تلاش خودش نان درمیآورد.
روزی برادر پولدار به برادر کمبضاعت گفت: “چرا پیش پادشاه نمیروی و خدمت نمیکنی تا از این همه مشقت و سختی کار کردن راحت شوی؟”
برادر فقیر جواب داد: “تو چرا دست به کار نمیشوی تا از خواری و ذلتی که در خدمت به دیگران است، نجات پیدا کنی؟”
زیرا دانایان همیشه گفتهاند: نان حاصل از دسترنج خودت را خوردن و آزاده زندگی کردن، از آن بهتر است که برای خدمتگزاری، کمربند طلا ببندی و در برابر دیگری بایستی.
به دست گرفتن آهن گداخته و شکل دادن به آن مانند خمیر نان،
بهتر است از اینکه دست بر سینه در حضور فرمانروایی بایستی و تعظیم کنی.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.
عمر باارزش آدمی فقط صرف این میشود که در تابستان چه چیزی بخورد و در زمستان چه بپوشد.
ای شکم حریص! به یک تکه نان قناعت کن
تا مجبور نشوی در برابر کسی خم شوی و کرنش کنی.
معنی کلمات حکایت «عمر گران مایه» فارسی ششم
در این قسمت، معنی واژههای کلیدی داستان به صورت روشن و آسان ارائه شده تا فهم و به خاطر سپردن آنها راحتتر شود:
سلطان: شاه، حاکم
باری: در نهایت، به هر صورت، حتی یک مرتبه
توانگر: ثروتمند، کسی که دارایی زیادی دارد
مشقّت: سختی، کار دشوار
بِرَهی: نجات پیدا کنی، آزاد بشوی
مذّلت: خفت، بیاحترامی
کمر زرّین: کمربند طلایی، کنایه از کار در دربار پادشاه
بِه: عالیتر، با ارزشتر
تفته: داغ، تفتیده
گران مایه: با ارزش، قیمتی
صرف شد: تمام شد، گذشت
صیف: فصل تابستان
شتا: فصل زمستان
خیره: ناچیز، بیاهمیت
بساز: راضی باش، کنار بیا
درویش: فرد نیازمند، کسی که زندگی سادهای دارد
در جدول پایین، واژههای همخانوادهٔ مهم این درس به همراه مثالهای ساده و روزمره آورده شده تا دانشآموزان هم با معنی کلمات آشنا شوند و هم شیوهٔ به کار بردن آنها در جمله را یاد بگیرند:
همخانواده کلمات حکایت «عمر گران مایه»
| کلمه | همخانواده | نمونه جمله |
|---|---|---|
| خدمت | خادم، خدمتکار، خدمات | خدمتکار با روی خوش به میهمانان خوشآمد گفت. |
| سلطان | سلطنت، سلطه، مستولی | سلطنت عادلانه باعث آرامش مردم میشود. |
| زور | زورگو، زورگویی، زبردست | زورگویی در مدرسه رفتاری ناپسند است. |
| مشقت | مشقتبار، مشقتکش | کار در بیابان بسیار مشقتبار بود. |
| رهایی | رهیدن، رها، آزاد | با تلاش میتوان از مشکلات رها شد. |
| مذلت | ذلیل، ذلت، مذلول | انسان آزاده هیچگاه تن به ذلت نمیدهد. |
| نشستن | نشست، نشین، نشستگاه | نشست فرهنگی با حضور نویسندگان برگزار شد. |
| بستن | بسته، بستنی، بستهبندی | بستهبندی زیبا باعث فروش بیشتر کالا میشود. |
| صرف | مصرف، صرفه، مصروف | باید در مصرف آب صرفهجویی کنیم. |
| عمر | معمور، عمارت، معماری | معماری ایرانی در جهان شهرت فراوان دارد. |
متضاد و مخالف کلمات حکایت «عمر گران مایه»
| کلمه | متضاد / مخالف |
|---|---|
| توانگر | ≠ ناتوان |
| رهایی | ≠ گرفتاری |
| ایستادن | ≠ نشستن |
| گران | ≠ ارزان |
| شتا (زمستان) | ≠ صیف (تابستان) |
خلاصه حکایت «عمر گران مایه»
در این داستان از سعدی، زندگی دو برادر روایت میشود: یکی از آنها در دربار پادشاه کار میکند و دیگری از راه کار و تلاش شخصی، زندگی خود را میگذراند. برادری که نزد شاه است، به برادرش که زندگی سادهای دارد، میگوید: چرا پیش شاه نمیآیی تا از سختی کار و تلاش راحت شوی؟ اما برادر دوم پاسخ میدهد: تو چرا کار کردن را انتخاب نمیکنی تا از وابستگی و خفتِ خدمت به پادشاه رها شوی؟
سپس سعدی با سخن حکیمانهاش میگوید: دانایان همیشه گفتهاند: «نانِ خود خوردن و آسوده نشستن، بهتر است از کمر زرین بستن و در برابر شاه ایستادن.» و در ادامه با شعر بیان میکند که عمر گرانبها را نباید با نگرانی برای روزی و وابستگی به دیگران هدر داد. بهتر است با قناعت و آزادمنشی زندگی کنیم تا مجبور نباشیم در برابر هیچ کس سر خم کنیم.
پیام حکایت «عمر گران مایه»
سعدی در این داستان به ما یک درس مهم میدهد: عزت نفس و آزادگی انسان از هر نعمت و راحتی که با وابستگی به دیگران به دست بیاید، ارزشمندتر است. کسی که با دسترنج خودش زندگی میسازد، هرچند زندگیاش ساده باشد، اما از خفتِ وابستگی و چاپلوسی دور است.
او تأکید میکند که قناعت و مستقل بودن، از ثروتی که با ذلت و بندگی همراه باشد، بهتر است؛ چون انسان آزاده با درآمد خودش زندگی میکند و در برابر کسی سر خم نمیکند. سعدی با این پیام نشان میدهد که عمر ما آنقدر ارزشمند است که آن را صرف نگرانی از روزی یا وابستگی به دیگران کنیم، بلکه باید با آزادگی، عزت و آرامش زندگی کنیم.
متن حکایت «عمر گران مایه» – سعدی
دو برادر، یکی خدمت سلطان کردی و دیگری به زور بازو نان خوردی.
باری، توانگر گفت درویش را: چرا خدمت نکنی تا از مشقّت کار کردن برهی؟
گفت: تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی؟
خردمندان گفتهاند: نان خود خوردن و نشستن به که کمر زرّین بستن و به خدمت ایستادن.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
به دست آهن تفته کردن خمیر
به از دست بر سینه پیش امیر
عمر گرانمایه در این صرف شد
تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا
ای شکم خیره! به نانی بساز
تا نکنی پشت به خدمت، دو تا
در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.
در این مطلب از تاپ ناپ برای درس دوازدهم فارسی ششم با عنوان «عمر گرانمایه»، ابتدا متن حکایت زیبا و خوانا آورده شد، سپس معنی سطر به سطر و سادهٔ آن را بیان کردیم. در ادامه معنی کلمات مهم، همخانوادهها و متضادها را در قالب جدول توضیح دادیم و خلاصه و پیام حکایت را نیز به زبان روان و دانشآموزی نوشتیم. در پایان، متن کامل حکایت سعدی را در قالبی زیبا و خوانا قرار دادیم تا دانشآموزان هم معنا و هم متن اصلی را در کنار هم داشته باشند. این مجموعه، یک مرور کامل و یکپارچه از درس فراهم کرده است تا مطالعهی دانشآموزان شیرینتر و پربارتر شود.
قبلی :
درس آزاد سیزدهم فارسی ششم فرهنگ بومی ۲
**جشن نوروز و چهارشنبهسوری**
عید نوروز، جشن آغاز سال نو و فصل بهار است. ایرانیان از دیرباز این روز را گرامی میدارند و با آیینهای ویژهای به استقبال آن میروند. یکی از این آیینهای زیبا و پرشور، **چهارشنبهسوری** است که در آخرین چهارشنبه سال برگزار میشود. در این شب، مردم با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، شادی خود را نشان میدهند و با خواندن ترانهای قدیمی، از طبیعت میخواهند که رنگهای زرد بیماری و ناراحتی را از آنها بگیرد و به جایش سرخی سلامت و شادابی را به زندگیشان هدیه کند.
**معنی شعر “شیر خدا”**
این شعر درباره حضرت علی (ع)، اولین امام شیعیان است. در این شعر، از ایشان با ویژگیهای برجستهای یاد شده است:
* **شیر خدا:** این لقب نشاندهنده شجاعت و قدرت بیهمتای ایشان در راه دفاع از دین خدا است.
* **پارسا و پاک:** اشاره به زندگی بسیار ساده و بیآلایش و روحیه پاک و دور از گناه ایشان دارد.
* **یادگیرنده از پیامبر:** این بیت تأکید میکند که دانش و معرفت ایشان، به طور مستقیم از پیامبر اسلام (ص) بوده است.
* **بخشنده و قاضی:** این بخش به سخاوت و بخشش فراوان ایشان به نیازمندان و نیز عدالت و داوری عادلانهشان در حل اختلافات مردم اشاره دارد.
در یک نگاه کلی، این شعر تصویری از یک شخصیت قوی، دانا، عادل و مهربان را به نمایش میگذارد که الگویی کامل برای زندگی است.
همخانوادهها، واژههای متضاد، خلاصه و پیام درس
درک و فهم درس دوازدهم کتاب فارسی پایه ششم (صفحه ۸۶)
بعدی:
مفهوم درس چهاردهم فارسی ششم با عنوان «راز زندگی»
خانوادههای مخالف و خلاصهشده
گاهی اوقات در زبان فارسی با کلماتی روبرو میشویم که از یک ریشه اصلی ساخته شدهاند اما معنا و کاربرد متفاوتی دارند. به این کلمات، “همخانواده” میگوییم. برای نمونه، کلمات “دانش”، “دانشگاه” و “دانشجو” همخانواده هستند چون همه از ریشه “دان” به معنای دانستن آمدهاند.
در سوی دیگر، کلماتی هستند که به آنها “مخالف” یا “متضاد” میگوییم. این کلمات معنای کاملاً برعکس یکدیگر دارند. مانند “گرما” که مخالف “سرما” است، یا “روز” که نقطه مقابل “شب” است.
همچنین گاهی لازم است مفهوم یک متن یا داستان طولانی را در چند خط بیان کنیم. به این کار “خلاصهنویسی” میگوییم. در خلاصهنویسی، اصل مطلب و نکات اصلی را حفظ میکنیم، اما جزئیات کماهمیت و توضیحات تکراری را حذف مینماییم.
پس به طور کلی:
* **همخانوادهها:** کلماتی با ریشه یکسان اما معناهای مختلف.
* **مخالفها:** کلماتی با معناهای کاملاً متضاد.
* **خلاصه:** بیان کوتاه و چکیده یک مطلب طولانی، با حفظ اصل مفهوم.