واژههای همخانوادهٔ «عشق» شامل «معشوق»، «عشاق» و «معاشقه» میشوند. این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شدهاند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.
یکی از آسانترین روشها برای پیدا کردن کلمات همخانواده، توجه به ریشهٔ کلمه است. ریشهٔ اصلی یک واژه معمولاً از سه حرف تشکیل میشود که در کلمات همخانواده تکرار میگردد.
مترادفهای کلمهٔ «عشق» عبارتاند از: محبت، شیفتگی، مودت، دوستی، وداد، تعشق، مهر، خلت و علاقه. احتمالاً بسیاری از این واژهها را میشناسید. یادگیری آنها به گستردهتر شدن دایرهٔ لغات شما کمک میکند و باعث میشود بتوانید جملات بهتر و خلاقانهتری بسازید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
علاوه بر مترادف و همخانواده، برخی کلمات معادل فارسی نیز دارند که یادگیری آنها برای درک بهتر معنی واژه مفید است. معادلهای فارسی کلمهٔ عشق شامل این موارد میشود: شیفتگی، دلبردگی، دلدادگی، دلباختگی و شیدایی. همچنین همانطور که میدانید، متضاد واژهٔ عشق، «نفرت» است.
حالا که با همخانواده و مترادفهای عشق آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگهای معتبر فارسی برویم. توضیحاتی که در این لغتنامهها ارائه شده، به شما کمک میکند تا معنی یک واژه را به طور کامل بفهمید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.
در لغتنامهٔ دهخدا، عشق به معنای «دوستی بر کسی»، «عاشق شدن» و «نیک شگفت داشتن» آمده است.
در فرهنگ معین، معانیای مانند شیفتگی، بهشدت دوست داشتن، دلدادگی، لذت و کیف برای این واژه ذکر شده است.
در فرهنگ عمید نیز عشق بهعنوان دلبستگی، عشقورزیدن و دوستی فراوان معنی شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده عمیق
همخانواده گفتار
همخانواده گریست
همخانواده گسترده
همخانواده ظلال
همخانواده وصیت
همخانواده ولادت
همخانواده وسط
در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.