هم خانواده کلمه تصویر
واژه “تصویر” که از زبان عربی به فارسی راه یافته، امروزه به شکلی گسترده در گفتگوهای روزمره ما به کار میرود. همه ما با این کلمه آشنا هستیم و به کرات از آن استفاده میکنیم. اگر دوست دارید با معانی مختلف، واژههای هممعنی و واژههای متضاد “تصویر” بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم تا پایان این نوشته با ما همراه باشید.
واژههای همخانواده “تصویر” شامل این موارد میشوند: تصاویر، تصور، مصور، صور و صورت. همانطور که مشاهده میکنید، این کلمات از یک ریشه مشترک نشأت گرفتهاند و از نظر معنایی به یکدیگر نزدیک هستند.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.
برخی معادلهای فارسی برای این واژه عبارتند از: نقاشی، نگاره، رخساره، فرتور و پیکره. همچنین واژههای متضاد آن شامل این موارد است: بیشکل، بیرنگ، خیال، وهم، رویا و ابهام.
واژههای هممعنی و مترادف “تصویر” نیز اینها هستند: عکس، نقش، نگار، پرتره، تمثال، تندیس، شکل، شمایل، ترسیم و صورت. شما میتوانید در جملههای خود از این کلمات به جای “تصویر” استفاده کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را بخوانید.
در انتها نگاهی به تعریف واژه “تصویر” در فرهنگهای معتبر فارسی میاندازیم. در فرهنگ دهخدا، معنی آن “صورت کردن”، “صورت کشیدن” و “نقاشی کشیدن” ذکر شده است. در فرهنگهای معین و عمید نیز این واژه به معنای “نقش زدن” و “ترسیم کردن” آمده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه نقش