هم خانواده کلمه رقص
کلمههای رقص، رقصیدن و رقاص با هم همخانواده هستند. این واژهها از یک ریشه مشترک میآیند و سه حرف اصلی در آنها یکسان است. همچنین، کلمههای همخانواده معمولاً معنای نزدیک به هم دارند.
اصل کلمه رقص از زبان عربی است، اما امروزه در فارسی هم بسیار به کار میرود. برای درک بهتر معنای آن، میتوانیم به کلمات مترادف و معادلهای فارسیاش توجه کنیم.
توصیه میکنیم این مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را حتماً بخوانید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.
واژههای هممعنی رقص عبارتاند از: دستافشانی، وشت، بالت، سماع، پایکوبی و والس. شما میتوانید از این کلمات به جای رقص در جملههای خود استفاده کنید. معادلهای فارسی آن نیز شامل این موارد است: رامشگری، فَرخه، وشت، وَشت، پایکوبی، جنبیدن و دستافشانی.
پس از آشنایی با خانواده و مترادفهای رقص، خوب است به توضیح واژهنامههای معتبر فارسی هم نگاهی بیندازیم. این کتابها به ما کمک میکنند تا معنای واژهها را به طور دقیقتری بفهمیم. در فرهنگهای لغت فارسی، رقص به این صورت تعریف شده است: پای کوفتن، بازیگری کردن، پایبازی کردن، کون و کچول کردن، وشتن، اجرا کردن و انجام حرکات موزون همراه با آهنگ و موسیقی.