هم خانواده کلمه عضو + مترادف و معنی کلمه عضو

هم خانواده کلمه عضو

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه عضو

کلماتی مانند عضویت، اعضاء و مؤعض، هم‌خانوادهٔ واژهٔ عضو به شمار می‌روند. به طور کلی، کلمات هم‌خانواده، کلماتی هستند که از نظر معنایی به هم نزدیکند و حداقل سه حرف مشترک دارند.

مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است. این کار به شما کمک می‌کند معنای واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغات خود را گسترش دهید. در ادامه، معانی مختلف کلمهٔ «عضو» را بررسی می‌کنیم.

مترادف‌های کلمهٔ عضو عبارت‌اند از: اندام، آلت، جزو، کارمند، جهاز و مستخدم. همان‌طور که می‌دانید، کلمات مترادف به کلماتی گفته می‌شود که معنای یکسانی با کلمهٔ اصلی دارند.

شما می‌توانید برای نوشتن انشاهای زیبا و روان، از این کلمات به عنوان جایگزین استفاده کنید، بدون این‌که مفهوم جمله تغییر کند. جالب است بدانید معادل‌های فارسی واژهٔ عضو نیز شامل «هموند»، «اندام» و «هم‌پیمان» می‌شود.

حالا که با هم‌خانواده و مترادف‌های عضو آشنا شدید، خوب است به سراغ لغت‌نامه‌های معتبر فارسی برویم. توضیحاتی که در این لغت‌نامه‌ها آمده، به ما کمک می‌کند تا معنای یک واژه را به طور کامل و دقیق یاد بگیریم.

در لغت‌نامهٔ دهخدا برای واژهٔ عضو معانی زیر نوشته شده است: قطعه قطعه کردن، جزء‌جزء نمودن، جدا ساختن و تفریق کردن. در فرهنگ معین نیز این معانی برای عضو ذکر شده: اندام، هر یک از اجزای بدن، یک فرد از یک جماعت و جمع کلمهٔ اعضاء. فرهنگ عمید نیز عضو را این‌گونه معنی کرده است: بخشی از بدن که کار مشخصی انجام می‌دهد، مانند دست و پا، یا کارمند یک اداره.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه تخریب

توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *