هم خانواده کلمه غذا + مترادف و معانی کلمه غذا

هم خانواده کلمه غذا

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه غذا

واژه «غذا» که از زبان عربی به فارسی راه یافته، مفهومی آشنا برای همه ماست. این کلمه در عربی به وعده‌های اصلی و مهم خوراک اشاره دارد. شاید برای شما هم این پرسش پیش آمده باشد که چه واژه‌هایی هم‌خانواده یا هم‌معنی با غذا وجود دارند. در ادامه با ما همراه باشید تا با این واژه‌ها بیشتر آشنا شوید.

برای مطالعه بیشتر، به معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه سری سر بزنید.

مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

هم‌خانواده‌های کلمه غذا عبارتند از: مغذی، اغذیه، غذاء، تغذیه و اغتذاء. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک گرفته شده‌اند و از نظر مفهومی به هم نزدیک هستند. شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌سازی و نوشته‌های خود استفاده کنید تا متن شما روان‌تر و زیباتر شود.

آشنایی با واژه‌های هم‌معنی نیز به درک بهتر معنای یک کلمه کمک می‌کند. واژه‌های مترادف غذا عبارتند از: خوردنی، خوراک، قوت، طعام، خورش و مائده.

اکنون که با هم‌خانواده و مترادف‌های غذا آشنا شدید، بد نیست نگاهی هم به تعریف این واژه در فرهنگ‌های مختلف فارسی بیندازیم. در فرهنگ معین، غذا به «خوراکی و آنچه خورده شود» معنی شده است. لغت‌نامه دهخدا آن را «خوراکی که به وسیله آن تغذیه صورت می‌گیرد، خورش، آشامیدن، اغذیه و هر ماده خوردنی که به بدن قوت ببخشد» تعریف کرده است.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

فرهنگ عمید نیز غذا را به عنوان «خوراک و خورش، هر آنچه انرژی بدن را تأمین کند و خوردنی» معرفی می‌کند. در فرهنگ واژه‌های فارسی سره و همچنین فرهنگ هوشیار، غذا به «خوراک و هر چیزی که به بدن نیرو بدهد» معنی شده است.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه طعام

2.3/5 – (9 امتیاز)

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *