هم خانواده کلمه فرهنگ
فرهنگ یک واژه ایرانی با معناهای گوناگون است که همه ما آن را میشناسیم. گاهی اوقات از این کلمه به عنوان یک نام نیز استفاده میشود. واژههای همخانواده فرهنگ عبارتاند از: فرهنگی، فرهنگیان و با فرهنگ.
برای پیدا کردن واژههای همخانواده در زبان عربی، باید بخش اصلی و ریشه کلمه را تشخیص دهید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی، باید بن گذشته یا حال آنها یکسان باشد. همان طور که احتمالاً حدس میزنید، متضاد کلمه فرهنگ، بیفرهنگی است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
واژههای هممعنی و مترادف فرهنگ شامل این موارد است: معرفت، معلومات، واژهنامه، آدابدانی، ادب، خرد، دانش، علم، فرهیختگی، دائرةالمعارف، قاموس، لغتنامه، مرجع، معجم، بینش، تمدن، فضل، واژگان، تربیت، آموزش و پرورش، معارف و ادبیات. این کلمات هممعنی فرهنگ هستند و میتوانید به جای یکدیگر به کار ببرید.
مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را از دست ندهید.
در پایان، برای این که بیشتر با معنی فرهنگ آشنا شوید، تعریفهای آن را در کتابهای واژهشناسی فارسی مرور میکنیم. در لغتنامه دهخدا، فرهنگ به معنای علم و دانش، ادب و تعلیم و تربیت آمده است.
در فرهنگ معین، علاوه بر معانی بالا، چارهاندیشی، لغت، عقل و خرد نیز به عنوان معنی فرهنگ ذکر شده است. لغتنامه عمید نیز فرهنگ را به عنوان آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت تعریف کرده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه آموزش