هم خانواده کلمه قدرت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه قدرت

هم خانواده کلمه قدرت

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه قدرت

همه ما با معنای کلمه قدرت آشنا هستیم. قدرت به معنای توانایی انجام دادن کارهاست. این واژه ریشه عربی دارد و گاهی نیز به عنوان نام پسر در زبان فارسی انتخاب می‌شود. همچنین این کلمه در زمینه‌های گوناگون مانند علم و سیاست در سراسر جهان بسیار به کار می‌رود.

واژه‌های هم‌خانواده قدرت عبارت‌اند از: قادر، قدرتمند، قَدر، مَقدور، قَدّار و قَدیر. این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و یادگیری آن‌ها به درک بهتر معنای قدرت کمک می‌کند.

توصیه می‌کنیم این مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را حتماً بخوانید.

همچنین می‌توانید به جای کلمه قدرت از مترادف‌های آن استفاده کنید. برخی از این مترادف‌ها عبارت‌اند از: توان، قوه، نیرو، زور، قوت، طاقت، وسع، استطاعت، تاب، تاثیر، نفوذ، انرژی، توانایی، زبردستی، مقاومت، اقتدار، تسلط، سلطه، نیرومندی، کبریا، هنگ، یارا، استیلا و عظمت.

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

در ادامه، آشنایی با معادل فارسی و متضاد این واژه نیز مفید خواهد بود. معادل فارسی قدرت شامل واژه‌هایی مانند توانایی، زور، نیرو، یارایی، تاب، توان و فرمانروایی است. همچنین متضاد کلمه قدرت —همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید— ضعف و ناتوانی است.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

در پایان، به معنی کلمه قدرت در فرهنگ‌های لغت مختلف نگاهی می‌اندازیم. در فرهنگ دهخدا، عمید و معین، قدرت به معنای توانایی داشتن و توانستن آمده است. در فرهنگ واژگان فارسی سره نیز معنی این واژه توانایی، نیرو و توان ذکر شده است.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه نیرو

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *