هم خانواده کلمه مرگ
واژههای همخانواده «مرگ» شامل مرگبار و مرگآور میشوند که همگی ریشه مشترکی با این کلمه دارند. مرگ در زبان فارسی به معنی پایان زندگی، نابودی و نیستی است و از جمله واژههایی است که برای بیشتر ما ناخوشایند و غمانگیز است.
واژههای مترادف مرگ عبارتند از: ارتحال، درگذشت، حتف، رحلت، فوت، مردن، منون، موت، میر، وفات، اجل، زوال، فنا، نابودی، نیستی و هلاک. شما میتوانید از این کلمات به جای واژه مرگ در جملات خود استفاده کنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.
همچنین خوب است بدانید که معادلهای فارسی مرگ، کلماتی مانند درگذشت، خاموشی، وفات و جانباختن هستند. در مقابل، متضادهای مرگ شامل واژههایی مانند هستی، حیات و زندگی میشوند.
پس از آشنایی با همخانوادهها و مترادفهای مرگ، بهتر است نگاهی به تعریف این واژه در فرهنگهای معتبر فارسی بیندازیم. این کار به شما کمک میکند تا معنای دقیقتر و کاملتری از کلمه مرگ به دست آورید.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه.
در لغتنامه دهخدا، مرگ به معنای مردن، درگذشت، فوت و وفات آمده است. فرهنگ معین نیز این واژه را به معنای مردن، قطع حیات و پایان زندگی تعریف کرده است. در فرهنگ عمید هم مرگ به مفاهیمی مانند مردن، نیستی، فنا و مرگومیر معنا شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه وفات