هم خانواده نگاه
کلمات همخانوادهٔ واژهٔ «نشان» عبارتند از: نشانه، نشانی و نشاندن. برای یافتن کلمات همخانواده، باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف پایه با هم مشترک هستند.
در واژههای فارسی، کلمات همخانواده معمولاً بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند. برای اینکه بهتر با معنی و کاربرد کلمهٔ «نشان» آشنا شوید، در ادامه معادلها و مترادفهای آن را نیز میآوریم.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
مترادفهای کلمهٔ نشان شامل این موارد میشود:
سراغ، علامت، امارت، آماج، آیه، نقش، اثر، رد، آرم، داغ، انگ، رگه، هدف، نشانه، مدال، تیر، تمغا، نشانی و رمز.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را بخوانید.
یادگیری مترادفها و کلمات همخانواده، دایرهٔ واژگان شما را گستردهتر میکند و به شما کمک میکند تا سریعتر جملهسازی کنید و متنهای زیباتی بنویسید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
اکنون که با مترادفها و همخانوادههای این واژه آشنا شدید، برای درک دقیقتر معنی «نشان» بهتر است به فرهنگهای معتبر فارسی مانند لغتنامهٔ دهخدا و فرهنگ معین مراجعه کنید. در این کتابها، معنی واژهٔ «نشان» به این صورت آمده است: علامت، نشانی، نگاه کردن، مهر و نگین، علم، نشانه، پرچم، قطعهای از طلا یا نقره که به افراد نمونه اهدا میشود، و نیز هدفی که در تیراندازی مورد استفاده قرار میگیرد.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه نگاه
همخانواده کلمه تمام
همخانواده کلمه عقب
همخانواده کلمه عرب