این ضربالمثل داستان تلخی را در دل خود دارد. وقتی میگوییم “آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت”، در واقع به اتفاقی اشاره میکنیم که دیگر چارهای برای آن نیست و کار از کار گذشته است.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” مثل کبک سرش را زیر برف کرده است “ پیدا کنید.
این مثل معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که:
– یک فرصت ارزشمند برای همیشه از دست رفته باشد.
– رابطهای که بسیار عزیز بوده، به کلی از بین رفته باشد.
– کاری که نتیجهاش بسیار مهم بوده، با شکست مواجه شده و دیگر قابل جبران نباشد.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” از این ستون به آن ستون فرج است ” + داستان پیدا کنید.
در زندگی واقعی، این جمله میتواند به پایان یک دوستی قدیمی، از دست دادن یک شانس طلایی، یا نابودی چیزی که بسیار برایمان ارزشمند بوده، اشاره کند. این ضربالمثل به ما یادآوری میکند که برخی چیزها مانند یک کوزه شکسته، دیگر قابل درست کردن نیستند و وقتی میشکنند، تنها خاطرهای از آنها باقی میماند.

در این نوشته، به بررسی معنا و مفهوم اصلی یک ضربالمثل کهن ایرانی میپردازیم. با ما همراه باشید.
معنی آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت چیست؟
آرزوهایت به باد رفت و در عمل چیزی عایدت نشد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” از خر شیطان پیاده شدن “ مراجعه کنید.
**معنی سبو:** یک کوزه گلی بزرگ بود که برای نگهداری چیزهایی مثل آب، روغن یا شراب از آن استفاده میکردند.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” طوطی وار یاد گرفتن “ را مطالعه کنید.
این ضربالمثل برای کسی به کار میرود که همیشه در رویا و خیالِ اهدافش غرق است، اما هیچ کار مفید و عملی برای رسیدن به آنها انجام نمیدهد.
در روزگار قدیم، مرد فقیر و ناتوانی در همسایگی یک تاجر پولدار زندگی میکرد. این تاجر هر ماه مقداری روغن و خوراکی به عنوان کمک به مرد فقیر میداد. مرد فقیر فقط بخش کوچکی از روغن را استفاده میکرد و بقیه را در یک سبو ذخیره مینمود.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” گاو بی شاخ و دم “ را مطالعه کنید.
ماهها گذشت تا اینکه سبو کاملاً از روغن پر شد. یک روز مرد فقیر کنار سبو نشست و شروع به خیالپردازی کرد: “اگر این همه روغن را بفروشم، پول خوبی گیرم میآید. بعد از آن میتوانم ازدواج کنم و بچهدار شوم. همه بچههایم را به مدرسه میفرستم تا درس بخوانند و هر کدام صاحب شغل خوبی شوند و…”
آنقدر در رویاهایش غرق شده بود که ناگهان عصایش به سبو برخورد کرد. سبو واژگون شد و همه روغنها روی زمین ریخت. در یک لحظه، تمام آرزوهایش نابود شد.
—
پیشنهادی: ضربالمثلهای بیشتری بخوانید.
اختصاصی-یافتو
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” گاوش زاییده “.