معنی ضرب المثل ” برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن “

برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

گاهی برای بیان یک اتفاق بسیار کوچک و بی‌اهمیت، از کلمات و توصیف‌های بسیار بزرگ و اغراق‌آمیزی استفاده می‌کنیم. ضرب‌المثل “برای یک دستمال، قیصریه را به آتش کشیدن” دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد.

قیصریه نام بازارها و کاروانسراهای بزرگ و قدیمی است که مرکز تجارت و کسب‌وکار بودند. حالا تصور کنید کسی فقط به خاطر از دست دادن یک دستمال کوچک و بی‌ارزش، چنین مکان مهم و عظیمی را آتش بزند! این کار کاملاً غیرمنطقی و نشان‌دهنده عکس‌العملی شدید و نامتناسب است.

این ضرب‌المثل در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که:
* کسی برای یک مشکل کوچک، غوغا و جنجال بزرگی به پا کند.
* فردی در برابر یک انتقاد یا حرف ساده، به شدت عصبانی شود و واکنشی بسیار تند نشان دهد.
* برای رسیدن به یک هدف جزئی، هزینه‌ای گزاف و غیرضروری پرداخت شود.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” دوری و دوستی ” و توضیح آن پیدا کنید.

در حقیقت، این مثل به ما یادآوری می‌کند که در برخورد با مسائل، اندازه‌گیری و منطق خود را از دست ندهیم و برای موضوعات بی‌اهمیت، همچون یک دستمال، سرمایه‌های بزرگمان را از دست ندهیم.

برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن

در این نوشته می‌خواهیم ببینیم این ضرب‌المثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و چه مفهومی را می‌رساند. با ما همراه باشید.

معنی برای یک دستمال قیصریه را به آتش کشیدن یعنی چه؟

1- مثل این است که برای به دست آوردن یک چیز کم‌ارزش، کارهایی کند که ضررهای بزرگی به بار می‌آورد.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” هرچه رشته بودم پنبه شد “ سری سر بزنید.

2- به کسی گفته می‌شود که می‌خواهد اشتباهش را درست کند، اما نه تنها آن را جبران نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود مشکل بزرگتر شود.

3- یعنی وقتی برای کاری انرژی می‌گذاری که از اول محکوم به شکست است و نتیجه‌ای ندارد.

ریشه ضرب المثل

مردی جوان در یک مغازه پارچه‌فروشی کار می‌کرد. روزی نامزدش به دیدارش آمد. پس از گفتگوی کوتاه، چشم دختر به دستمالی زیبا و قیمتی افتاد که از قفسه‌ای آویزان بود. از مرد درخواست کرد که آن دستمال را به او هدیه دهد، اما او نپذیرفت و گفت: این دستمال‌ها مال من نیست و اجازه ندارم آن را به کسی بدهم. برای خریدش هم پول کافی ندارم.

مقاله معنی ضرب المثل ” عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد “ حاوی اطلاعات جامعی است.

اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” دست به سیاه و سفید نزدن “ را از دست ندهید.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” از چاله به چاه افتادن “ سری سر بزنید.

دختر ناراحت شد و آنقدر پافشاری کرد تا سرانجام مرد تسلیم شد و دستمال را به او داد. پس از خداحافظی دختر، مرد به خود آمد و از کاری که کرده بود سخت پشیمان شد. از ترس مجازات توسط صاحب مغازه، به فکر چاره افتاد و تصمیم گرفت مغازه را آتش بزند تا کسی متوجه نبودن دستمال گران‌قیمت نشود.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” دلی از عزا درآوردن “ را بخوانید.

او در گوشه‌ای از مغازه آتش کوچکی روشن کرد و از آنجا دور شد. آتش کمکم به پارچه‌های دیگر سرایت کرد و تمام مغازه را فرا گرفت. سپس به مغازه‌های مجاور نیز رسید و سرانجام همه بازار در آتش سوخت.

از آن پس، این داستان تبدیل به ضرب‌المثلی شد که می‌گوید: به خاطر یک دستمال، کل بازار را به آتش کشید!

پیشنهادی: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید
بیشتر بخوان: ضرب‌المثل با آتش
اختصاصی- یافتو

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *