معنی ضرب المثل ” تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود “

معنی تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

این ضرب‌المثل در مورد کسانی به کار می‌رود که ابتدا کارهای کوچک و کم‌اهمیت نادرست انجام می‌دهند، اما به تدریج جرأت پیدا کرده و به سراغ کارهای بزرگ‌تر و خطرناک‌تر می‌روند.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن “ پیدا کنید.

مثلاً کسی که ابتدا یک تخم‌مرغ را به طور پنهانی برمی‌دارد، اگر جلوی او گرفته نشود، کم‌کم جرات دزدیدن یک شترمرغ کامل را پیدا خواهد کرد. این مثل به ما هشدار می‌دهد که نباید نسبت به خطاهای کوچک بی‌توجه باشیم، زیرا این کارهای به ظاهر ناچیز می‌توانند زمینه‌ساز جرم‌ها و اشتباهات بزرگ‌تر در آینده شوند. در واقع، این ضرب‌المثل تأکید می‌کند که ریشه بسیاری از بزهکاری‌های بزرگ، در همین تخلفات کوچک و نادیده گرفته‌شده است.

معنی تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود

در این نوشته، می‌خواهیم به بررسی معنا، پیشینه و مفهوم بنیادی این ضرب‌المثل کهن ایرانی بپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” بزنم به تخته “ بیابید.

در این مقاله معنی ضرب المثل ” بسیار سفر باید تا پخته شود خامی “ اطلاعات مفیدی آمده است.

معنی تخم مرغ دزد شترمرغ دزد می شود چیست؟

اگر از دزدی‌های کوچک جلوگیری نشود، به سرقت‌های بزرگتر منجر خواهد شد.
وقتی فردی جرات انجام کار اشتباه کوچکی را پیدا کند، به تدریج و قدم به قدم مرتکب خطاهای بزرگتر نیز می‌شود.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” پشت چشم نازک کردن “.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” چوبکاری نفرمایید “ را بخوانید.

در این مقاله معنی ضرب المثل ” این حرف ها برای فاطی تنبون نمیشه “ اطلاعات مفیدی آمده است.

در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” اجاره نشین خوش نشینه “ را از دست ندهید.

داستان و ریشه ضرب المثل

روزی بود و روزگاری، خانواده‌ای که پسری جوان داشتند. پدر و مادر این پسر، بسیار به او علاقه‌مند بودند و او را عزیز می‌داشتند. این پسر نوجوان، خیلی به خوردن نیمرو علاقه داشت. یک روز که به خانه آمد، به مادرش گفت: «امروز دلم نیمرو می‌خواهد. می‌شود برایم درست کنی؟» مادر پاسخ داد: «پسرم، متأسفانه تمام تخم‌مرغ‌هایمان تمام شده. باید صبر کنیم تا مرغمان دوباره تخم بگذارد.»

پسرک چند ساعتی منتظر ماند، اما مرغ تخم نگذاشت. بعد با خودش فکر کرد و تصمیم گرفت برود خانه همسایه و چند تخم‌مرغ بردارد و بیاورد. پس به حیاط همسایه رفت و بی‌صدا نزدیک لانه مرغ‌ها شد و چند تخم‌مرغ برداشت و سریع به خانه برگشت.

آن روز، همسایه در اتاقش خواب بود و متوجه چیزی نشد. پسر با خوشحالی تخم‌مرغ‌ها را به مادرش داد و گفت: «این‌ها را بگیر و برایم نیمرو درست کن.»

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” ماستی که ترشه از تغارش پیداست “ به شما کمک خواهد کرد.

مادر تعجب کرد و پرسید: «فرزندم، این تخم‌مرغ‌ها را از کجا آوردی؟ مگر تو پول نداشتی!» پسر لبخندی زد و گفت: «رفتم خانه همسایه و بی‌سر و صدا این‌ها را از لانه مرغ‌هایشان برداشتم و برگشتم.»

مادر پرسید: «مطمئنی کسی تو را ندید؟» پسر با اطمینان گفت: «نگران نباش، کاملاً مراقب بودم و کسی متوجه نشد.» آنگاه مادر برایش نیمرو درست کرد و با مهربانی به او گفت: «باشد، اما دفعه بعد بیشتر مواظب باش که همسایه تو را نبیند.»

برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” حرمت امامزاده با متولی است “ مراجعه کنید.

از آن روز به بعد، پسر چندین بار دیگر هم به خانه همسایه رفت و تخم‌مرغ دزدید. مادرش هیچ وقت او را دعوا نکرد و فقط همیشه به او یادآوری می‌کرد که مراقب باشد کسی او را نبیند. سپس با هم نیمرو می‌خوردند.

سال‌ها گذشت و پسر بزرگ شد. در این مدت، او مرتباً از همسایه‌ها و دیگران دزدی می‌کرد. بعضی از چیزهای دزدیده شده را به دوستانش می‌داد و بعضی را به مادرش هدیه می‌کرد.

یک روز، وقتی آن پسر جوان — که حالا در دزدی مهارت یافته بود — قصد داشت از یک مغازه دزدی کند، صاحب مغازه متوجه شد و او را گرفت و کتک مفصلی زد. مردم اطراف هم که شاهد ماجرا بودند، دست‌هایش را بستند و نزد قاضی بردند.

صاحب مغازه به قاضی گفت: «آقای قاضی، این پسر قصد دزدی از مغازه من را داشت. قبلاً هم از من دزدی کرده بود، اما فرار کرد. امروز که آمد، منتظرش بودم و گرفتمش.» دیگر مردم هم شکایت کردند که او از آن‌ها هم دزدی کرده و تقاضا کردند به شدت مجازاتش کنند.

پسر جوان با گریه التماس می‌کرد و می‌گفت بی‌گناه است، اما کسی حرفش را باور نکرد. قاضی دستور داد با تبر انگشتان دستش را در میدان شهر قطع کنند.

وقتی او را به میدان بردند و مردم جمع شدند، پسر فریاد زد: «لطفاً صبر کنید! اجازه دهید مادرم را ببینم.»

قاضی پذیرفت و دستور داد مادرش را بیاورند. وقتی مادر آمد، پسر به قاضی گفت: «به جای انگشتان من، انگشتان مادرم را قطع کنید. همه این مشکلات تقصیر اوست. اگر همان بار اول که از همسایه تخم‌مرغ دزدیدم، مرا تنبیه می‌کرد و با مهربانی تشویقم نمی‌کرد، من هیچ‌وقت به دزدی ادامه نمی‌دادم. او همیشه از کارهای من خبر داشت، اما به من محبت می‌کرد و مرا به دزدی تشویق می‌کرد. من بزرگ شدم و از همه دزدی کردم، اما مقصر اصلی مادرم است که مرا دزد بار آورد.»

این حرف‌ها همه را تحت تأثیر قرار داد. مادرش گریه کرد و گفت: «حق با پسرم است. مقصر اصلی منم. اگر آن روز با او برخورد می‌کردم، او دزد نمی‌شد.»

در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” ترک عادت موجب مرض است “ را از دست ندهید.

قاضی که تحت تأثیر قرار گرفته بود، دستور داد دست‌های پسر را باز کنند و گفت او بی‌گناه است و به جای او، مادرش به زندان برود.

از آن زمان به بعد، وقتی بخواهند بگویند اگر از خطاهای کوچک کسی جلوگیری نشود، به گناهان بزرگ‌تری کشیده می‌شود، از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنند: «عاقبت تخم مرغ دزد، شتر مرغ دزد می‌شود» [1]

اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” نوکر ما نوکری داشت نوکر‌ او چاکری “ را از دست ندهید.

در این مقاله معنی ضرب المثل ” حیف از طلا که خرج مطلا کنند “ اطلاعات مفیدی آمده است.

[1] کجارو

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *