بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم
ترجمه کلمه Damp به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه **damp** به معنای “نمدار” یا “مرطوب” است و وجود مقدار کمی رطوبت را نشان میدهد. این کلمه معمولاً برای چیزهایی مانند پارچه، زمین یا هوا به کار میرود و از نظر معنی شبیه به کلمه **moist** است.
مثالها:
– یک حوله نمدار روی جالباسی آویزان است.
– زمین به خاطر باران دیشب، هنوز نمدار است.
– هوای بیرون پس از باران، مرطوب احساس میشد.
– خانهمان به دلیل رطوبت زیاد، نمدار است.
– در زمستان بیرون رفتن با موهای خیس یا نمدار کار خوبی نیست.
– موهایش به خاطر باران، نمدار شده است.
کلمه **dampen** یک فعل است.
**dampen** چیزی به معنای خیس کردن آن نیست، بلکه به معنای کم کردن یا کاهش دادن است.
| ساده | گذشته | فعل ماضی |
| dampen
خیس کردن |
dampened
مرطوب شد |
dampened
مرطوب شده |
زن حوله را با آب خنک مرطوب کرد و آن را روی پیشانی خود قرار داد.
با اکراه باید روحیهتان را پایین بیاورم، اما به نظر میرسد که به اهداف سهماهه خود نخواهیم رسید.
امیدواری ما برای یک رویداد موفق، به خاطر وضعیت هوا کم شد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.