بیایید همین الان یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم
ترجمه کلمه Destroy به فارسی با مثالهای کاربردی
نابود کردن یعنی چیزی را به طور کامل از بین ببریم و اثری از آن باقی نگذاریم. راههای زیادی برای این کار وجود دارد. واژههایی مانند «کشتن»، «حذف کردن»، «شکست دادن»، «خراب کردن»، «ویران کردن»، «پاک کردن» و «نابود کردن» همگی معنایی نزدیک به «نابود کردن» دارند.
خانهی رون به طور کامل با یک گردباد نابود شد.
ما باید چند سند را از بین ببریم، برای همین آنها را با دستگاه خردکن، خرد میکنیم.
اغتشاشگران پس از دو شب شورش و دزدی، بخش مرکزی شهر را کاملاً ویران کردند.
سگ را به خاطر اینکه برای مردم خطرناک بود، کشتند.
مارتا با شنیدن خبر مرگ پسرش، از نظر روحی کاملاً شکست خورد.
زندانی شدن برای مدت طولانی احتمالاً ویرژیل را نابود خواهد کرد. او هرگز از پس آن برنخواهد آمد.
آتشسوزی به سرعت تمام شهر را نابود کرد.
واژهی «تخریب» نیز یک اسم است:
خسارت ناشی از تخریب طوفان، میلیونها دلار برآورد شد.
ناتوانی آن زن در ترک قمار، در نهایت باعث نابودی او شد.
یک مرد به جرم تخریب اموال، وقتی که در حال شکستن شیشهی یک ماشین بود، دستگیر شد.
ویران شدن معبد، همه را به شدت ناراحت و داغدار کرد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.