بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم
ترجمه کلمه Educate به فارسی با مثالهای کاربردی
آموزش دادن یعنی انتقال دانش، مهارتها و بینش به دیگران تا برای زندگی آماده شوند.
یکی از اصلیترین مسئولیتهای پدر و مادر، آموزش فرزندانشان است.
مدارس دولتی و غیردولتی، کودکان را آموزش میدهند.
یکی از مؤثرترین راهها برای رهایی یک کشور یا منطقه از فقر، آموزش دختران و زنان است.
لویی باید درباره خطرات نوشتن پیامک در حین رانندگی آگاه شود.
هربرت در حال یادگیری مباحث دینی و فلسفی است.
واژهٔ education به معنای «آموزش» یک اسم است:
تحصیلات خوب برای موفقیت هر فردی ضروری است.
آموزش، کلید موفقیت است.
هیچ چیز باارزشتر از آموزش و پرورش مناسب نیست.
آیا به دریافت یک آموزش باکیفیت علاقهمندید؟
آموزش، بهترین سلاح در برابر نادانی است.
سارا پس از پایان کارشناسی، به دانشگاه بازگشت تا در رشتهٔ علوم تربیتی تحصیل کند و معلم شود.
معلم شما در طول سی سال گذشته، مشغول آموزش به جوانان و بزرگسالان بوده است.
واژههای educational (آموزشی) و educated (تحصیلکرده) به صورت صفت به کار میروند:
از رایانه میتوان برای هدفهای آموزشی استفاده کرد.
بازدیدی که کلاس ما از مرکز طبیعتشناسی داشت، بسیار پربار و آموزنده بود.
من بر اساس دانش محدودم پاسخی برای پرسشی مربوط به آیرودینامیک حدس زدم و پاسخم تقریباً درست بود.
فرد تحصیلکرده کسی است که زمان زیادی را به بررسی گذشته، اندیشیدن به اکنون و در نظر گرفتن احتمالات آینده اختصاص داده است.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.