معنی کلمه Fill به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of fill word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Fill به فارسی با مثالهای کاربردی

وقتی چیزی را در یک فضا یا یک وسیله می‌گذارید، به آن «پر کردن» می‌گویید.

ساده گذشته فعل ماضی
fill

پر کردن

filled

پر شده است

filled

پر شده

پیشخدمت لیوان من را از آب پُر کرد.
باک ماشینت تقریباً خالیه، بهتره زودتر بری و پُر کنی.
باک رو پُر کنم؟ (این سوال رو معمولاً کارگر پمپ بنزین می‌پرسه تا بدون می‌خوای باکت کاملاً پُر بشه یا نه.)
کاسه‌ام را با غلات پُر کردم.
جیب‌هاش پُر از سکه‌های ریز است.
سالن کنفرانس از جمعیت پُر شده است.

وقتی کلمه “fill” با “in” یا “out” به کار می‌رود، معمولاً منظور پر کردن فرم یا نوشتن اطلاعات در جاهای خالی است:
لازم است این فرم را با اطلاعات شخصی پُر کنید. (یعنی باید اسم، آدرس، شماره تلفن و… را وارد کنید.)
جان یک فرم درخواست را پُر کرد.
سارا هم فرم شرکت در مسابقه را تکمیل کرد.
حتماً مطمئن شوید همه جای‌های خالی در امتحان را پُر کرده‌اید. (یعنی باید جواب سوالات را در خطوط خالی بنویسید.)
یادم رفت چند تا از قسمت‌های خالی یک فرم آنلاین را پُر کنم، به همین دلیل ثبتش قبول نشد.

عبارت “fill in” گاهی به معنای “در جریان گذاشتن” یا “توضیح دادن” هم استفاده می‌شود:
مشکل چیه؟ می‌تونی من را در جریان بگذاری؟
لطفاً به او نحوه کار با این دستگاه را توضیح بده.
سرپرست ما جزئیات برنامه جدید بیمه درمانی را در محل کار برایمان توضیح داد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *