امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Flake به فارسی با مثالهای کاربردی
پوسته (Flake): به یک چیز سبک و نازک گفته میشود که ممکن است به طور طبیعی به وجود بیاید یا توسط انسان ساخته شود. پوستهها شکلهای گوناگونی دارند.
کورنفلکس از ذرت درست میشود و بیشتر مردم آن را به عنوان صبحانه میخورند.
من امروز صبح یک کاسه کورنفلکس خوردم.
وقتی در زمستان برف میبارد، هر تکه برف به شکل یک دانه برف یا “اسنوفلِیک” دیده میشود.
اگر رنگ دیوار یک ساختمان قدیمی کنده شود، به صورت پوستههایی جدا میشود. مثلاً میگوییم رنگ این ساختمان در حال پوسته شدن است.
وقتی کلمه “flaky” را برای توصیف چیزی به کار میبریم، میتواند هم معنای خوب و هم معنای بد داشته باشد.
مثلاً یک کیک میتواند پوستهپوسته باشد. کیکی که بافت پوستهپوسته دارد، سنگین یا سفت نیست، بلکه نرم و سبک است و این یک ویژگی مثبت محسوب میشود.
اما اگر به یک فرد واژه “flaky” نسبت دهیم، دیگر تعریف نیست. در اینجا منظور کسی است که رفتارش غیرقابل پیشبینی است و ممکن است به قولها و برنامههایش پایبند نباشد یا آنها را فراموش کند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.