معنی کلمه Fun به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of fun word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Fun به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “fun” (سرگرم‌کننده) را می‌توان هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت استفاده کرد، وقتی فعالیتی لذت‌بخش است یا زمانی که شما خوش می‌گذرد. این کلمه بسیار پرکاربرد است، اما گاهی اوقات به شکل غیرمعمولی استفاده می‌شود؛ بنابراین درک نحوه صحیح استفاده از آن مهم است.

در جمله‌های زیر، “fun” نقش صفت دارد:

– That was fun. (این سرگرم‌کننده بود.)
– The party we went to last night was fun. (مهمانی دیشب که رفتیم، سرگرم‌کننده بود.)
– This is fun. (این سرگرم‌کننده است.)
– This is the most fun I’ve had in a long time. (این لذت‌بخش‌ترین تجربه‌ای است که پس از مدت‌ها داشته‌ام.)
– The rides at that amusement park are so much fun. (سوار شدن در آن شهربازی خیلی لذت‌بخش است.)
– We had more fun going on the roller coaster than on the tilt-o-whirl. (ما از سوار شدن ترن هوایی بیشتر لذت بردیم تا از چرخ و فلک شیبدار.)

توجه کنید که برای حالت‌های مقایسه‌ای و عالی این صفت، از “er” یا “est” استفاده نمی‌شود. در عوض، فقط از “more” و “most” استفاده می‌کنیم. استفاده از “funner” یا “funnest” از نظر دستوری نادرست محسوب می‌شود. (البته این موضوع بعضی افراد را از استفاده نادرست این کلمات بازنمی‌دارد!)

در جمله‌ها و سوالات زیر، “fun” نقش اسم دارد:

– Do you want to have some fun? (می‌خواهی کمی خوش بگذرانی؟)
– We had so much fun last night. (دیشب خیلی خوش گذشت.)
– What do you like to do for fun? (برای تفریح چه کاری دوست داری انجام دهی؟)
– I like to grow things in my garden. I do it for fun. (من دوست دارم در باغچه‌ام گیاه بکارم. این کار را برای سرگرمی انجام می‌دهم.)
– You’re going to have fun if you go to Florida on vacation. (اگر به فلوریدا سفر کنی، حتماً خوش خواهی گذراند.)

همان‌طور که در مثال‌های بالا می‌بینید، فعل “have” اغلب با اسم “fun” به کار می‌رود.

شما معمولاً در انگلیسی روزمره، “fun” را در موقعیت‌های مختلف می‌شنوید:

**حالت مثبت:**

– How fun! (چقدر باحال!)
– What fun! (چه سرگرم‌کننده!)
– That looks fun. (به نظر سرگرم‌کننده می‌آید.)
– Bye. Have fun. (خداحافظ، خوش بگذرون.)

**حالت منفی:**

– This is not fun. (این اصلاً سرگرم‌کننده نیست.)
– Not fun. (حال‌بخش نیست.)
– This is so fun. (با دقت گوش کنید: این جمله می‌تواند کنایه‌آمیز باشد و یعنی کاری اصلاً لذت‌بخش نیست.)
– She’s making fun of you. (او دارد مسخره‌ات می‌کند.)

توجه: کلمه “funny” (خنده‌دار) با “fun” تفاوت دارد. اگر چیزی “funny” باشد، احتمالاً شما را می‌خنداند. اما اگر چیزی “fun” باشد، ممکن است شما را بخنداند یا نه، ولی در هر حال از آن لذت می‌برید.

مثلاً:
I have fun while I work on my website, but I’m not laughing while I do it–not usually.
(من از کار کردن روی وبسایتم لذت می‌برم، اما معمولاً در حین انجام آن نمی‌خندم.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *