معنی کلمه Fuss به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of fuss word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Fuss به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “fuss” وقتی به کار می‌رود که کسی بیش از حد درباره یک موضوع نگران باشد یا به خاطر سلیقه شخصی و حساسیت زیادش، برای دیگران مشکل ایجاد کند.

در مثال‌های زیر، کلمه “fuss” به صورت فعل به کار رفته است:

– جرمی همیشه با پازل‌ها کلنجار می‌رود.
– ونسا مدام با لباسش ور می‌رود تا آن را به حالت دلخواه دربیاورد.
– اگر با این دستور پخت بیش از حد ور بروی، آن را خراب خواهی کرد.
– دیگر با آن کاری نداشته باش.
– یک مشتری که در رستوران برگر کینگ مدام منو را بررسی می‌کرد، باعث معطلی افراد پشت سرش شد تا این‌که بالاخره انتخابش را کرد. (این جمله نمونه‌ای از جمله مرکب-پیچیده است.)

 

کلمه “fuss” می‌تواند به صورت اسم هم به کار رود:

– لازم نیست این موضوع را به یک مشکل بزرگ تبدیل کنی. (فعل “make” و صفت “big” معمولاً با “fuss” همراه می‌شوند.)
– وقتی رونالد قایقش را در خیابان پارک کرد، همسایه‌ها اعتراض زیادی کردند.
– اگر درباره چیزی به اندازه کافی اعتراض کنی، توجه بقیه را جلب خواهی کرد.
– قیل و قال راه نینداز و فقط ساکت باش.

 

کلمه “fussy” نیز یک صفت است:

– ریچل در خوردن غذا سخت‌گیر است.
– والتر درباره محلی که زندگی می‌کند حساس است.
– بعضی از دانش‌آموزان درباره جای نشستنشان در کلاس بسیار سخت‌گیر هستند.
– دیگر این‌قدر سخت نگیر.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *