معنی کلمه Hard به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of hard word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

ترجمه کلمه Hard به فارسی با مثالهای کاربردی

این کلمه ساده و پرکاربرد در زبان انگلیسی بسیار زیاد استفاده می‌شود. شما می‌توانید آن را هم به صورت صفت و هم به صورت قید به کار ببرید. در این بخش اول از مثال‌ها، کلمه «hard» به معنای «دشوار» یا «سخت» به کار رفته است:

آزمون انگلیسی ما خیلی سخت بود.
جنی مسائل سخت ریاضی را دوست دارد.
جو کار سختی دارد.
این برای من خیلی پیچیده است و نمی‌توانم آن را حل کنم.
او زندگی بسیار پررنجی دارد.
پشت سر گذاشتن یک طلاق، تجربه سختی بوده است. (آسیب‌های عاطفی را اغلب با این کلمه توصیف می‌کنند.)
مرگ مادر برای آن پسر جوان، بسیار دشوار بود.

 
کلمه «hard» همچنین معنای مخالف «نرم» را هم می‌دهد.

من نمی‌توانم روی این تخت بخوابم. تشک خیلی سفت است.
زمین به خاطر اینکه چند هفته‌است باران نباریده، سفت شده.
این کره خیلی سفت است. بگذار کمی نرم شود.
ببین عضلاتم چقدر سفت شده‌اند.
طلا فلزی بسیار محکم و سخت است.

 
وقتی از «hard» به عنوان قید استفاده می‌کنید، یعنی کاری با شدت و انرژی زیاد انجام شده است:

جو با پشتکار زیاد کار می‌کند.
آنجلیکا نهایت تلاشش را می‌کند تا در مدرسه موفق باشد.
ورزشکاران تا آخرین توان خود دویدند تا برنده مسابقه شوند.
نمی‌توانم با آن دندان عقب محکم غذا بجوم چون درد می‌کند.
اسب‌ها را بیش از حد به زحمت نیندازید. آن‌ها را خسته خواهید کرد.

 
نکته: نقطه مقابل «سخت» به عنوان صفت، «آسان» است. اما قید «hardly» از نظر معنی کاملاً با «hard» فرق دارد.
 

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *