امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم!
ترجمه کلمه Kink به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “کینک” (Kink) به معنای یک مشکل یا گره است. این کلمه میتواند به چیزی که خم شده، پیچ خورده یا حتی یک درد تیز در بدن اشاره کند.
مثالها:
* گردنم درد میکند. (یعنی در نقطهای خاص از گردنم احساس درد میکنم.)
* شلنگ باغچه یک جایش پیچ خورده. (این پیچخوردگی مانع از عبور آب میشود.)
* این سیم یک فرورفتگی دارد و باید آن را صاف کرد.
* ما یک مشکل در برنامه پیدا کردیم که باید حل شود.
کلمه “کینکی” (Kinky) نیز یک صفت است:
* موهای او کمی مجعد و فر است.
* برنیس موهای فر و بافتهشکل خود را دوست دارد.
* به نظر میرسد آن ایده کمی عجیب و نامتعارف است. (این یک ویژگی مثبت نیست و یعنی ایدهای زشت یا غیرعادی به نظر میرسد.)
* او به کارهای عجیب و غریب علاقه دارد.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.