معنی کلمه Off به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of off word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

ترجمه کلمه Off به فارسی با مثالهای کاربردی

این لاستیک روی کامیون نیست. از روی آن برداشته شده است. (کلمه «off» معمولاً همراه با فعل‌ها و حروف اضافه‌ای مثل «of» به کار می‌رود.)
ژاکتش را درآورده است. دارد کلاهش را از سر برمی‌دارد. (فعل «take» معمولاً با «off» همراه می‌شود وقتی لباس از تن خارج می‌شود.)
چراغ‌ها خاموش هستند. (در این جمله «off» به صورت صفت استفاده شده.)
الان در حال صحبت کردن است، اما به زودی تماس تلفنی‌اش تمام می‌شود.
این هواپیما از زمین بلند شده است.
کفش‌هایش از پاهایش درآمده است. کفش‌هایش را پایش نیست.
سگ روی میز پرید، اما باید از روی آن پایین بیاید. (فعل «get» معمولاً با «off» همراه است: از اتوبوس پیاده شدن، از هواپیما خارج شدن، از قطار پایین آمدن، از آسانسور بیرون آمدن.)
او دارد چند چیزبرگر را از روی باربیکیو برمی‌دارد. (take off = برداشتن و دور کردن)
من این دستور غذا برای رول‌های بهاری ویتنامی را از اینترنت پیدا کردم. (می‌توان اطلاعات را «از اینترنت» یا «روی اینترنت» به دست آورد.)
او الآن در حال کار است، اما چند ساعت دیگر این مأمور پلیس از شیفت کاری خارج می‌شود. (off = در حال کار نیست)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *