معنی کلمه Okay به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of okay word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

ترجمه کلمه Okay به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “okay” به طور کلی یعنی چیزی قابل قبول یا نسبتاً خوب است. وقتی کسی از تو می‌پرسد حالت چطور است، این یک جواب بسیار رایج است:

I’m okay.
I’m doing okay. How are you?
Okay.

من خوبم.
حالم خوبه. تو چطوری؟
باشه.

این کلمه معنی‌های کمی متفاوتی هم دارد. گاهی “okay” یعنی مشکلی وجود ندارد یا کسی آسیب ندیده است.

The car looks okay.
The weather is okay today.
I saw you fall down. Are you okay?
The doctor says that Jeanna is going to be okay.
After the tornado passed, everyone in the town was okay.

ماشین خوب به نظر می‌رسد.
امروز هوا قابل قبوله.
دیدم زمین خوردی. حالت خوبه؟
دکتر می‌گه جینا خوب می‌شه.
بعد از طوفان، همه مردم شهر سالم بودند.

معمولاً وقتی “okay” با حرف اضافه “with” می‌آید، یعنی کسی با چیزی موافق است یا مشکلی با آن ندارد.

Are you okay with this?
Bob says he’s not okay with this situation. He’s very unhappy.
I’m okay with whatever everyone else wants to do.

آیا با این موضوع موافقی؟
باب می‌گه با این شرایط موافق نیست. او خیلی ناراحته.
من با هر تصمیمی که بقیه بگیرند، مشکلی ندارم.

وقتی “okay” به عنوان صفت استفاده می‌شود، یعنی چیزی نه خیلی بد است و نه خیلی خوب. این کلمه نشان‌دهنده رضایت یا پذیرش معمولی است:

This lasagna tastes okay.
The party last night was just okay.
I guess it’s okay if you borrow my car.
Yeah, that’s okay.

این لازانیا مزه‌اش قابل قبوله.
مهمونی دیشب معمولی بود.
فکر کنم اشکالی نداره که ماشینم رو قرض بگیری.
آره، مشکلی نداره.

“OK” می‌تواند به عنوان اسم هم استفاده شود. در این حالت، معنی آن یعنی اجازه یا تأیید.

Donna’s parents gave their okay when she asked them if she could go on a school trip to Washington, D.C.
We need your okay before doing any work on your house.
Mr. Reynolds gave his employees the okay to take a half a day off of work.

والدین دونا وقتی از آنها پرسید می‌تواند به سفر مدرسه به واشنگتن برود، به او اجازه دادند.
قبل از شروع هر کاری روی خانه‌ات، به تأیید تو نیاز داریم.
آقای رینولدز به کارمندانش اجازه داد که نیم‌روز مرخصی بگیرند.

همچنین می‌توان از “OK” به عنوان فعل استفاده کرد:

Mr. Reynolds okayed the request.
The city okays overnight parking on this street.
The federal government has to okay the project before it can be built.

آقای رینولدز درخواست را تأیید کرد.
شهرداری پارک شبانه در این خیابان را مجاز می‌داند.
دولت فدرال باید قبل از شروع ساخت، این پروژه را تأیید کند.

این کلمه شکل‌های غیررسمی و محاوره‌ای هم دارد:

okee-dokee
a-okay

اوکی-دوکی
ای-اوکی

گاهی کلمه “okay” تکرار می‌شود. این حالت معمولاً نشان‌دهنده ناامیدی، تسلیم شدن یا پاسخ سریع به درخواست دیگران است:

Okay, okay. I’ll do the dishes.
Okay, okay. Let’s go.
Okay, okay. Stop bothering me.
Okay, okay.

باشه، باشه، من ظرف‌ها رو می‌شورم.
باشه، باشه، بریم.
باشه، باشه، دیگه مزاحمم نشو.
باشه، باشه.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *