معنی کلمه Snap به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of snap word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

ترجمه کلمه Snap به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “snap” می‌تواند به عنوان فعل، صفت یا اسم به کار رود. این کلمه معمولاً برای توصیف صدای تند و تیزی مثل کلیک، یا برای نشان دادن کاری که به راحتی انجام می‌شود، استفاده می‌شود.

یکی از کارهایی که می‌توانید انجام دهید این است که انگشتانتان را به صدا درآورید. برای این کار، انگشت وسط یا انگشت حلقه را روی شستتان قرار دهید و سپس آن را رها کنید تا به کف دستتان برخورد کند و صدا ایجاد شود.

– نوازندگان در حالی که وزن موسیقی را نگه می‌داشتند، انگشتان خود را به صدا درآوردند.
– معلم برای جلب توجه همه، انگشتانش را تق تق کرد.
– به صدا درآوردن انگشتان برای جلب توجه کارکنان رستوران یا هتل بی‌احترامی است، اما بعضی افراد باز هم این کار را می‌کنند.
– فردی که دستگاه را نشان می‌داد، با به صدا درآوردن انگشتانش نشان داد که کار با آن بسیار ساده است.

 

دکمه‌های لباس‌هایی مانند پیراهن یا شلوار که با فشار بسته می‌شوند، معمولاً صدای تق می‌دهند:

– روبرتو دکمه‌های پیراهنش را فشار داد تا بسته شوند.
– الیسا دکمه‌های شلوارش را با فشار به هم متصل کرد.
– معمولاً دستکش‌های بچگانه را با دکمه‌های فشاری به پالتو وصل می‌کنند تا گم نشوند.
– به این نوع دکمه‌ها که با فشار بسته می‌شوند، “snaps” می‌گویند. مثلاً می‌گوییم: پالتوی او از این دکمه‌ها دارد. پیراهنش هم با دکمه فشاری بسته می‌شود.

 

بعضی از اسباب‌بازی‌ها یا وسایلی که باید در خانه سرهم شوند، معمولاً قطعاتشان به راحتی در هم چفت می‌شوند:

– جانی قطعات لگو را به هم فشار داد تا یک برج بسازد.
– برای ساختن هواپیمای مدل مورد نظر نیاز به چسب نبود، قطعات آن فقط در هم چفت می‌شدند.
– ما یک میز از آیـکیا خریدیم که به سرعت و به راحتی قطعاتش به هم متصل شد.

 

وقتی کاری بسیار ساده، آسان یا سریع باشد، از کلمه “snap” به عنوان صفت استفاده می‌کنیم:

– It’s a snap. (یعنی خیلی آسان است.)
– That’s a snap.
– This will be a snap.

 

این کلمه برای توصیف یک دوره کوتاه از هوای بسیار سرد نیز به عنوان اسم استفاده می‌شود:

– هفته گذشته یک دوره سرمای ناگهانی داشتیم. (یعنی هفته پیش هوا به طور ناگهانی سرد شد.)
– این دوره سرمای ناگهانی حدود سه روز طول کشید. دما به زیر صفر رسید و در همان حد باقی ماند.

 

کلمه “Snappy” نیز یک صفت است:

– بیا، کارت را سریع انجام بده. (یعنی عجله کن.)
– او خیلی شیک و باوقار لباس می‌پوشد.
– دیالوگ‌های سریع و بامزه فیلم باعث خنده تمام تماشاگران شد.

 

کلمه “snap” در برخی اصطلاحات و عبارت‌ها نیز دیده می‌شود:

– Snap to it. (یعنی هشیار باش و خودت را آماده کن.)
– او با عصبانیت حرفی به مادرش زد.
– آن مرد تحت فشار ناگهان کنترل خود را از دست داد.
– من تو را دو نیم خواهم کرد. (یعنی به تو آسیب خواهم رساند.)
– بازیکن مدافع بعد از دریافت توپ، آن را رها کرد. (در اینجا “snap” به عمل تحویل توپ از خط به مدافع برای شروع بازی اشاره دارد.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *