معنی کلمه Wait به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of wait word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Wait به فارسی با مثالهای کاربردی

کلمه “wait” برای بیان انتظار کشیدن در زمان استفاده می‌شود. در نمونه‌های زیر می‌توانید کاربرد آن را به عنوان یک فعل مشاهده کنید:

ساده گذشته فعل ماضی
wait

منتظر ماندن

waited

منتظر ماند

waited

منتظر مانده

او در انتظار است.
منتظر رسیدن قطار است.
ناچار باید صبر کند.
فقط صبر کن.
تو هم باید صبر کنی.
ما در انتظار پاسخ هستیم.
جان در ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس بود.
چقدر صبر کردی؟
کسی که قرار بود به ما کمک کند، باعث شد منتظر بمانیم.
من واقعاً دوست ندارم مجبور به انتظار شوم.
نمی‌توانم صبر کنم! یا واقعاً بی‌تابم!

این واژه می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار رود:
ما انتظار طولانی داشتیم.
مدت انتظار بیش از دو ساعت بود.
پدرو مدت کوتاهی منتظر ماند.
انتظارش فقط پنج دقیقه طول کشید.
مدت انتظار چقدر بود؟
زمان انتظار چقدر است؟

واژه “waiting” معمولاً به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:
وقتی به مطب پزشک مراجعه می‌کنید، گاهی در اتاق انتظار می‌مانید تا پزشک برای ویزیت شما آماده شود.
برای مسافرانی که منتظر پرواز هستند، فضاهای انتظار در نظر گرفته شده است.
اگر به یک رستوران پررفتوآمد بروید، ممکن است نام شما در فهرست انتظار ثبت شود تا زمانی که یک میز خالی پیدا شود.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *