امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Blind به فارسی با مثالهای کاربردی
فرد نابینا کسی است که قدرت بینایی خود را از دست داده است. وقتی این واژه به معنای واقعی آن به کار میرود، یعنی شخص واقعاً قادر به دیدن نیست:
تونی از زمان کودکی نابینا است.
او در یک حادثه ناگوار بینایی خود را از دست داد. (در این جمله از «نابینا» به عنوان فعل استفاده شده.)
افراد نابینا میتوانند با خط بریل مطالعه کنند.
کسانی که نابینا هستند معمولاً از سگهای راهنما کمک میگیرند.
واژه «نابینا» میتواند به شکل غیرواقعی هم استفاده شود. در این حالت، فرد از نظر جسمی میبیند، اما درک درستی از یک موقعیت ندارد یا متوجه حقیقت چیزی نیست:
او که بلندپروازی چشمانش را بسته بود، مسئولیت بزرگ کردن دو فرزندش را فراموش کرد.
باب چنان مجذوب زیبایی گریزلدا شده بود که جنبههای منفی شخصیت او را نمیدید.
ماریا قادر به دیدن فرصتهایی که یک تحصیل دانشگاهی خوب در اختیارش میگذارد، نیست.
گاهی اوقات میگوییم «نابینا» چون شرایط، دیدن واضح را سخت میکند:
برف و نور خورشید به طور موقت باعث شد نتواند چیزی ببیند.
این ماشین یک نقطه کور دارد و دیدن وسایل سمت چپ آن سخت است.
چراغهای پرنور خودرویی که از روبرو میآمد، دید راننده را مختل کرد.
واژه «نابینایی» یک اسم است:
بسیاری از افراد پس از ۸۰ سالگی به نوعی دچار نابینایی میشوند.
درمان نابینایی کار آسانی نیست.
ری چارلز هیچگاه نگذاشت نابینایی مانعی برای دنبال کردن علاقهاش به موسیقی باشد.
وقتی این واژه به صورت جمع به کار میرود، معمولاً به پوشش پنجره اشاره دارد:
پردههای پنجره هم حریم خصوصی ایجاد میکنند و هم میزان نور ورودی به اتاق را تنظیم میکنند.
میشه لطفاً پرده را ببندی؟ نور خورشید زیادی به اتاق میآد.
شبها پردهها را میبندند و صبحها باز میکنند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.