معنی کلمه Clue به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of clue word

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

ترجمه کلمه Clue به فارسی با مثالهای کاربردی

سرنخ، نشانه‌ای است که از یک رویداد به جا می‌ماند. سرنخ‌ها به افراد کمک می‌کنند تا به اطلاعات و دانش تازه‌ای دست پیدا کنند.

پلیس‌ها در محل وقوع جرم به جست‌وجوی سرنخ می‌پردازند.
سرنخ‌ها برای حل کردن معماها بسیار مفید هستند.
مجرم‌ها معمولاً سرنخ‌هایی از خود به جا می‌گذارند که با کمک آن‌ها می‌توان فهمید چه کسی، چه کاری را و در کجا انجام داده است.
دانشمندان از سرنخ‌ها برای ساختن نظریه‌ها و فرضیه‌های جدید استفاده می‌کنند.
تاریخ‌دانان نیز سرنخ‌هایی پیدا می‌کنند که از نظریه‌های آن‌ها دربارهٔ رویدادهای گذشته پشتیبانی می‌کند.

 
واژهٔ «سرنخ» در بعضی عبارت‌های روزمره هم به کار می‌رود:

She has no clue as to the whereabouts of her cell phone. (او نمی‌داند تلفن همراهش کجاست.)
I have not a clue. (من هیچ اطلاعی ندارم.)
He’s really needs to get a clue. (او واقعاً باید بیشتر به اطرافش توجه کند.)
He’s totally clueless. (او اصلاً متوجه موضوع مهمی نشده است.)
Clue me in. (من را در جریان بگذار.)

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی یافتو، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
 

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *