وقتی کسی به شما میگوید: «وای، چقدر چاق شدی!» چه پاسخی میتوانید بدهید؟
در اینجا چند پیشنهاد ساده و مؤدبانه برای پاسخ به چنین حرفی آورده شده است:
– مگر ارث پدرتان را خوردهام؟
– بله، انگار از فهم تو کم شده و به چربیهای من اضافه شده!
– وقتی زندگی خوب پیش برود، آدم کمی چاق میشود.
– داشتن فهم و ادب از لاغر بودن مهمتر است، کاش تو هم کمی از آن داشتی.
– وقتی تو را نمیبینم، اشتهایم بهتر میشود.
– وقتی تو نیستی، اعصابم آرام است و کمی وزن اضافه میکنم.
– شاید چون دارم از دسترنج خودم میخورم، کمی چاق شدهام.
– این همه ویژگی خوب توی یک آدم چطور جا شود؟ لاغر که نمیشود!
– دلم راضی است و چاق میشوم. تو چرا اینقدر ناراحتی عزیزم؟
– لطفاً اینطور حرف نزنید. هنوز خیلی مانده تا به وزن شما برسم (البته اول ببینید طرف چقدر وزن دارد).
– خودت اول دو تا آجر در جیبت بگذار تا باد تو را نبرد، بعد به چاقی من فکر کن (اگر طرف واقعاً لاغر است).
– زندگی خیلی خوب پیش میرود، خدا را شکر. برای همین است که چاق شدهام. اگر بعضیها کمتر در زندگیام دخالت کنند، شاید چاقتر هم بشوم.
– از همان قصابی که تو استخوان میخری، من گوشت میخرم.
– بگو مگر هزینههای زندگیام به تو مربوط است؟
– خوب، من کمی تغییر کردهام، تو هم هنوز مثل سابق هستی! 💩
