برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.
شعر «نیایش» گفتوگویی صمیمی و پر از عشق میان انسان و خداست. شاعر در این شعر با زبانی ساده و صادقانه از خداوند یاری، بخشش و هدایت میخواهد. او از خدا میطلبد که زبانش را از گفتار نادرست دور نگه دارد، توفیق حمد و ستایش ببخشد و همیشه حامی و ناظر بر بندگانش باشد. این شعر نشان میدهد که دعا و نیایش، راه نزدیکی به خدا و آرامش قلب انسان است.
معنی شعر نیایش – فارسی چهارم
الهی، لطف و بخشش خود را پشتیبان ما کن و از سر مهر و محبت، نگاهی به کار و زندگی ما داشته باش و کمکمان کن.
در این مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.
خدایا، سخنان درست و شایسته را بر زبانم جاری کن و دعای این بندهات را برآورده ساز.
مرا در پیشگاه خود کامیاب و سعادتمند نگه دار و زبانم را از گفتار ناروا و نادرست محفوظ بدار.
به من توان و توفیق عطا کن تا ستایش تو را بگویم و ویژگیهای پاک و بیهمتای تو را به درستی بیان کنم.
پروردگارا، تنها تو پشتیبان و نگهبان مایی و بر احوال بندگان خود کاملاً آگاهی و نظارت داری.
من ستایشگر ذات پاک و بیعیب تو هستم و زبانم را برای ذکر و یاد تو میگشایم.
خدایا، ما جز تو کسی را نمیخواهیم و به همین دلیل، به پناه تو پناه میبریم و در سایهی امن تو آرام میگیریم.
معنی کلمات – شعر نیایش (فارسی چهارم)
| کلمه | معنی ساده |
|---|---|
| فضل | نیکویی، بخشش |
| صواب | درست، صحیح |
| مستجاب | پذیرفته شده |
| کامران | خوشبخت، سعادتمند |
| کژ گفتن | سخن نادرست و بد |
| حمد | ستایش و سپاس خدا |
| صفات | ویژگیها، خصوصیات |
| حامی | پشتیبان، نگهبان |
| ناظر | آگاه، مراقب |
| ثنا | ستایش، مدح |
| ذکر | یاد، نام بردن |
| پناه | جای امن و پناهگاه |
مخالف کلمات – شعر نیایش (فارسی چهارم)
| کلمه | مخالف |
|---|---|
| فضل | نقص، بدی |
| صواب | خطا، اشتباه |
| مستجاب | رد شده، ناپذیرفته |
| کامران | ناکام، بدبخت |
| کژ گفتن | راست گفتن |
| حمد | نکوهش |
| صفات | عیوب |
| حامی | دشمن، رهاکننده |
| ناظر | بیخبر |
| ثنا | سرزنش |
| ذکر | فراموشی |
| پناه | بیپناهی |
همخانوادههای کلمات – شعر نیایش (فارسی چهارم)
| کلمه | همخانوادهها |
|---|---|
| فضل | فضیلت، فاضل ، تفضل |
| رحمت | رحیم، رحمان |
| کار | کارگر، کارخانه |
| زبان | زباندان، زبانشناس |
| دعا | دعاگو |
| کامران | کامرانی |
| کژ | کجروی |
| حمد | حمد و ثنا ، تمحید |
| صفت | صفات |
| حاضر | حضور |
| ناظر | نظارت |
| ثنا | ثناگو |
| پناه | پناهگاه |
کلمات سخت املایی – شعر نیایش (فارسی چهارم)
در زندگی، بخشش و نیکی کردن بسیار ارزشمند است. وقتی برای دیگران خوبی می کنی، پاداش آن را خواهی دید و به خواستههایت خواهی رسید. از سخن نادرست و بیدقتی در گفتار بپرهیز.
ستایش و سپاس مخصوص خداوند است که دارای ویژگیهای نیکو است. او از همه پشتیبانی میکند، بر همه چیز آگاه است و شایستهٔ تمجید و یادآوری است. به او پناه میبریم و رحمت او همیشه شامل حالمان میشود.
پیام اخلاقی شعر نیایش 🌸
◈ انسان برای رسیدن به آرامش و هدایت، باید همیشه با خداوند ارتباط داشته باشد و از او کمک بخواهد.
◈ دعا و نیایش باعث میشود زبان و دل انسان از خطا و بدی دور شود.
◈ یاد و ستایش خداوند، انسان را به نیکوکاری و دوری از گناه راهنمایی میکند.
◈ کسی که پشتیبان و حامی خدا را دارد، هیچگاه احساس تنهایی و بیپناهی نمیکند.
مطالب قبل تر :
جواب و معنی مثل صفحه ۱۳۹ فارسی چهارم دبستان + معنی کلمات
جواب درک و دریافت
یک قاضی مهربان و دانا در شهری زندگی می کرد. مردم برای حل مشکلاتشان نزد او می آمدند و او با خردمندی و عدالت، برایشان داوری می کرد.
یک روز مردی کشاورز نزد قاضی آمد و شکایت کرد که همسایه اش یک سبد پر از خرما از او دزدیده است. قاضی به دنبال شاهد و مدرک گشت، اما هیچ کس آن دزدی را ندیده بود و مدرکی هم وجود نداشت.
قاضی که مردی باهوش بود، فکر کرد و راه حلی پیدا کرد. او به مرد کشاورز گفت: “برو و یک شیشه بزرگ پر از آب برایم بیاور.” سپس به همسایه ای که به دزدی متهم شده بود گفت: “تو هم باید یک شیشه بزرگ پر از آب بیاوری.”
وقتی هر دو شیشه های پر از آب را آوردند، قاضی گفت: “حالا هر دوی شما شیشه های آب را در حیاط خانه من بریزید.” هر دو مرد همین کار را کردند.
سپس قاضی به آنها دستور داد: “حالا بروید و دوباره شیشه ها را از آب پر کنید و بیاورید.” مرد کشاورز بلافاصله رفت تا شیشه اش را پر کند، اما همسایه مدتی درنگ کرد و به بهانه ای گفت که باید برود و اول کاری را انجام دهد.
قاضی متوجه این رفتار شد. وقتی همسایه برگشت، قاضی به او گفت: “چرا وقتی از تو خواستم شیشه ات را دوباره پر کنی، بهانه آوردی و این کار را فوراً انجام ندادی؟”
همسایه که دستپاچه شده بود، جواب داد: “برای اینکه… می خواستم…”
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
قاضی با قاطعیت گفت: “حقیقت را بگو! آیا به این دلیل تعلل کردی که می ترسیدی وقتی شیشه ات را در آب چاه یا حوض فرو می بری، خرمای دزدیده شده در ته شیشه، روی آب بیاید و گناهت آشکار شود؟”
همسایه با شنیدن این حرف، رنگ از رخساره اش پرید و به گناه خود اعتراف کرد. او توضیح داد که چگونه آن سبد خرما را دزدیده و در شیشه اش پنهان کرده بود و از ترس آشکار شدن حقیقت، می ترسید دوباره شیشه را در آب فرو ببرد.
قاضی با مهربانی به او گفت که باید خرمای ها را به صاحبش برگرداند و از او معذرت بخواهد. او به مرد کشاورز گفت که باید همسایه اش را ببخشد. هر دو از این داوری عادلانه راضی بودند و قاضی کوچک بار دیگر نشان داد که با خرد و درایتش می تواند راستی را از ناراستی تشخیص دهد.
