در این نوشته از تاپناپ، تمام بخشهای مهم درس دهم فارسی پایه ششم با نام «عطار و جلالالدین محمد» گردآوری شده است. در این مجموعه شما با معنی واژهها، توضیح جملههای مهم، کلمات همخانواده و متضاد، نکات املایی، خلاصه درس و پیام اصلی آن آشنا میشوید. این مطالب به دانشآموزان کمک میکند محتوای درس را بهتر بفهمند و خود را برای آزمونها آماده کنند.
دانلود متن درس دهم فارسی ششم عطار و جلال الدین محمد
معنی کلمات درس دهم فارسی ششم
سفر زندگی مولوی به طور کامل و با تمام جزئیات، داستانی زیبا و یادگرفتنی است. داستان او خوشایند و دلنشین است، مانند یک کاروانسرای بزرگ که مسافران بسیاری در آن توقف میکنند.
اولین بخش زندگی او در شهر بلخ، جایی که به دنیا آمد، گذشت. اما پس از مدتی، او و خانوادهاش آنجا را ترک کردند. پدرش به او گفت: “برخیز و با ما بیا.” آنها سفری دراز و طولانی را آغاز کردند. پس از کمی سفر و گذر از مکانهای گوناگون، سرانجام به سمرقند رسیدند.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه.
در نهایت، آنها به قونیه رفتند و در آنجا ساکن شدند. ماشاءالله که او در آنجا رشد کرد و به فردی بزرگ تبدیل شد. در قونیه، شاگرد مردی فرهیخته به نام برهانالدین محقق شد و سالها نزد او دانش آموخت.
پس از درگذشت برهانالدین، مولوی جایگاه والایی در شهر پیدا کرد. اما نقطه عطف زندگی او، دیدار با شمس تبریزی بود. این دیدار بسیار شورانگیز و هیجانانگیز بود و زندگی مولوی را برای همیشه دگرگون کرد. شمس برای او مانند یک آینه روشن و درخشان بود که حقایق را به او نشان میداد.
پس از ناپدید شدن شمس، مولوی بسیار غمگین شد. او این تنهایی را در کتابی به نام “دیوان شمس” بیان کرده است. سپس با دوستی به نام صلاحالدین زرکوب آشنا شد و پس از او، حسامالدین چلپی همراه و مراقب مولوی شد. مولوی کتاب مشهور خود، مثنوی معنوی، را به درخواست و با همراهی حسامالدین نوشت.
مولوی در پایان عمرش بیمار شد و مردم قونیه با ناراحتی بسیار او را بدرقه کردند. او درگذشت و آرامگاه او امروز در قونیه، مکانی درخشان و پر نور برای دوستدارانش است.
معنی نثرهای مهم درس دهم فارسی ششم
📍 صفحه ۷۴
متن: محمّد دلتنگ کوچههای سمرقند بود.
معنی: محمّد از این که از سمرقند دور بود ناراحت میشد و آرزو داشت بار دیگر آنجا را ببیند.
آرایه ادبی: «دلتنگ بودن» به معنای غمگین و ناراحت بودن است.
📍 صفحه ۷۵
متن: چه مقدار دانش آموختهای و چه چیزهایی همراه خود داری؟
معنی: تا حالا چقدر علم یاد گرفتهای و چه دانستههایی را با خودت جمع کردهای؟
📍 ادامه صفحه ۷۵
متن: شیخ با لبخند گفت: «همهی ما جز اندکی نمیدانیم.»
معنی: شیخ با لبخند پاسخ داد: انسانها در برابر همهی آنچه در جهان هست، فقط مقدار بسیار کمی را میدانند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
کلمات همخانواده درس دهم فارسی ششم
| واژه | کلمات همخانواده | نمونه جمله |
|---|---|---|
| حساب | محاسبه، حسب، محاسبات | او با دقّت محاسبهی هزینهها را انجام داد. |
| طول | طویل، طولانی | راه مدرسه تا خانه کمی طولانی است. |
| هیجان | مهیّج | تماشای فیلم مهیّج همه را به وجد آورد. |
| زیارت | زائر، زوّار | هزاران زائر برای زیارت حرم امام رضا آمدند. |
| تشکر | شکر، شاکر، مشکور | همیشه باید از خداوند شاکر باشیم. |
| نسخه | منسوخ، ناسخ | پزشک برای بیمار یک نسخه نوشت. |
| عطّار | عطر، معطر | گلها بوی خوش و معطری داشتند. |
| تمسخر | مسخره، سُخره | او هرگز کسی را مسخره نمیکرد. |
| نفوذ | نافذ، منافذ، منفذ | خورشید از لابهلای منافذ پنجره میتابید. |
| تعجّب | عجیب، عجایب، عجب، متعجّب | از دیدن آن اتفاق متعجّب شد. |
| بقا | باقی، بقایا، بقیّه | بقایای آن بنا هنوز باقی مانده است. |
| خلق | خالق، خلقت، مخلوق | خداوند خالق همهی مخلوقات است. |
| اصرار | مُصِر | او بر ادامهی کار خود بسیار مُصِر بود. |
کلمات متضاد درس دهم فارسی ششم
| کلمه | متضاد | نماد ≠ |
|---|---|---|
| طولانی | کوتاه | ≠ |
| نخستین | آخرین | ≠ |
| اندک | فراوان | ≠ |
| غروب | طلوع | ≠ |
| خوشحال | ناراحت | ≠ |
| پیر | جوان | ≠ |
کلمات املایی درس دهم فارسی ششم
کاروان پس از سفری طولانی و خستهکننده، به شهر سمرقند رسید. جلالالدین که جوانی شورانگیز و پراحساس بود، از دیدن گنبدهای فیروزهای این شهر بسیار به وجد آمد. با این حال، در میان این همه شکوه، دلش برای خانه و کاشانهاش تنگ شد.
وقتی صدای اذان بلند شد، همه چیز برای لحظاتی از حرکت ایستاد. بعد از آن، زندگی دوباره به روال عادی خود بازگشت. آنها در یک کاروانسرای بزرگ مستقر شدند و جلالالدین از این فرصت استفاده کرد تا کمی در شهر قدم بزند و آن را از نزدیکتر ببیند.
مردم شهر با دیدن اشتیاق او، با تعجب میگفتند: “ماشاءالله، چه جوان کنجکاوی!” وقتی زمان ترک سمرقند فرا رسید، مردم محلی با مهربانی آنها را بدرقه کردند. جلالالدین با قلبی سبک و خوشحال از این استقبال گرم، به کاروان پیوست و سفرشان ادامه یافت.
خلاصه درس دهم فارسی ششم: عطار و جلالالدین محمد
در این درس، بخشی از خاطرات کودکی جلالالدین محمد بلخی، که بعدها به مولوی مشهور شد، و نیز دیدارش با عطار نیشابوری را میخوانیم. محمد به همراه پدرش، بهاءالدین، سفری طولانی را از شهر بلخ به سوی مکه آغاز کردند. این سفر برای او پر از احساسات گوناگون بود؛ از یک سو دلش برای زادگاهش بلخ و کوچههای زیبای سمرقند تنگ میشد و از سوی دیگر، شوق دیدن شهرهای تازه و ناشناخته، ذوق او را برمیانگیخت.
در طول راه، پدرش که دانشمندی سرشناس بود، با عالمان و اندیشمندان بزرگ زیادی دیدار میکرد. محمد نیز از این فرصتها استفاده میکرد و درسهای تازهای میآموخت. یکی از مهمترین این دیدارها، ملاقات با شیخ فریدالدین عطار بود. وقتی محمد را نزد او بردند، عطار با مهربانی پرسید: «چه چیزهایی یاد گرفتهای؟» محمد با فروتنی پاسخ داد: «جز اندکی نمیدانم». عطار لبخندی زد و گفت: «همهی ما جز اندکی نمیدانیم».
سپس عطار کتابی از تألیفات خود به نام اسرارنامه را به محمد هدیه داد. این کتاب، الهامبخش و تاثیرگذار برای او شد. در پایان این دیدار، عطار به پدر محمد گفت: «مراقب پسرت باش، به خواست خدا آیندهای درخشان خواهد داشت». این پیشبینی سالها بعد به حقیقت پیوست و محمد به جایگاهی بزرگ و ارزشمند دست یافت.
این روایت نشاندهندهی ارزش فروتنی، اهمیت دانش و تأثیر استادان بزرگ در پرورش نسلهای آینده است. همچنین، بزرگی مقام علم و معرفت را به ما یادآوری میکند.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
پیام درس دهم فارسی ششم: عطار و جلالالدین محمد
این درس به ما نشان میدهد که علم و فروتنی، دو رکن اصلی برای رسیدن به مقام بلند هستند. حتی برجستهترین دانشمندان نیز همواره خود را نیازمند آموختن بیشتر میدیدند. از سوی دیگر، نقش معلمان و راهنمایان در تربیت نسل آینده بسیار سرنوشتساز است؛ همانطور که توجه و راهنمایی عطار نیشابوری، باعث شکوفا شدن استعداد جلالالدین محمد بلخی گردید.
پیام کلیدی این درس این است که باید پیوسته بیاموزیم، متواضع باشیم و از راهنمایی بزرگان استفاده کنیم تا در آینده بتوانیم سبب خیر و روشنی برای جامعه خود شویم.
نکته نهایی
عظمت جلالالدین محمد تنها به استعداد ذاتی او وابسته نبود؛ بلکه بینش عمیق عطار نیشابوری و تأکید او بر اهمیت علم و فروتنی، باعث شکوفایی او شد.
امروز نیز پدران و مادران و معلمان، نقشی همانند عطار بر عهده دارند؛ هر سرمایهگذاری دانایی که برای فرزندان و دانشآموزان انجام شود، در آینده به برکتی بزرگ تبدیل خواهد شد. این درس، پیامی برای زندگی امروز ماست: بیاموزیم، به دیگران آموزش دهیم و فروتنی را فراموش نکنیم.
همخانوادههای کلمه «مخالف»:
* مخالفت
* خلاف
* مخالفان
خلاصه شعر:
در این درس، شاعر از زبان طبیعت (مثلاً یک درخت یا یک کوه) صحبت میکند که با انسان حرف میزند. طبیعت به انسان میگوید که من هم مانند تو جان دارم و احساسات من واقعی است. تو با آلوده کردن و خراب کردن من، در واقع به خودت آسیب میزانی، زیرا زندگی ما به هم وابسته است.
پیام شعر:
پیام اصلی این شعر، **حفاظت از محیط زیست** است. شاعر میخواهد به ما بفهماند که طبیعت یک موجود زنده است و ما باید با آن با محبت و احترام رفتار کنیم. اگر به طبیعت آسیب بزنیم، در نهایت این خود ما هستیم که ضرر میکنیم، چون آب، هوا و آرامش خود را از دست میدهیم.
صفحه ۷۱
توضیح واژههای درس نهم فارسی پایه ششم + واژههای هممعنی، متضاد، چکیده و مفهوم اصلی درس
بخش بعدی:
درک نوشته درس دهم فارسی ششم صفحه 76
معنی حکایت درخت علم کلاس ششم صفحه ۷۷
همخانوادههای مخالف و خلاصه
گاهی کلماتی در فارسی وجود دارند که از یک ریشه ساخته شدهاند، اما معنای آنها کاملاً برعکس هم است. به این کلمهها، “همخانوادههای مخالف” میگویند. یعنی با این که از یک خانواده هستند، معنای متضاد دارند.
برای مثال، کلمه “شور” را در نظر بگیرید. این کلمه به معنای “علاقه و اشتیاق زیاد” است. اما اگر به آن “بی” اضافه کنیم، میشود “بیشور” که معنای آن “بیعلاقه و بدون اشتیاق” است. این دو کلمه، همخانواده اما مخالف یکدیگرند.
یا کلمه “وفور” که به معنای “فراوانی و زیادی” است. وقتی پیشوند “کم” را به آن میدهیم، میشود “کموفور” که یعنی “کم و ناچیز”.
خلاصه این که، زبان فارسی پر از این جور شگفتیهاست. با یادگیری این کلمهها، میتوانیم دقیقتر و زیباتر صحبت کنیم و بنویسیم.