هم خانواده کلمه بچه
واژههای همخانواده «بچه» شامل «بچگی»، «بچگانه» و «بچهسال» میشوند. برای تشخیص کلمات همخانواده، بهتر است چند نکته اصلی را به خاطر بسپارید. کلمات همخانواده معمولاً از نظر معنایی و ساختار با واژه اصلی شباهت دارند. همچنین، حروف اصلی تشکیلدهنده کلمه در آنها تکرار میشود.
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.
یکی از آسانترین روشها برای یافتن کلمات همخانواده، شناسایی ریشه اصلی واژه است. یادگرفتن واژههای تازه و معنی آنها، قدم مهمی در تقویت زبان فارسی به شمار میرود.
مترادفهای کلمه «بچه» عبارتاند از: خردسال، صغیر، طفل، کمسال، فرزند، کمسن، رفیق، کمتجربه، ناپخته، کودک، نابالغ، نارسیده، شاخه تازه، نهال نورسته، نوباوه، نوزاد، جوان، پاجوش، همکار و همشاگردی. همانطور که میدانید، مترادفها کلماتی هستند که معنی مشابهی با واژه اصلی دارند.
پس میتوانید در نوشتههای خود مانند انشا، از این کلمات بهعنوان جایگزین استفاده کنید تا متن شما زیباتر و خواناتر شود. همچنین خوب است بدانید متضاد کلمه «بچه»، «کبیر» است.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را از دست ندهید.
اکنون که با مترادفها و همخانوادههای «بچه» آشنا شدید، نگاهی به فرهنگهای معروف فارسی میاندازیم. در فرهنگ دهخدا، برای واژه «بچه» معناهایی مانند طفل، ولید، کودک، صبی، ولد، فرزند و کره حیوانات آورده شده است. در فرهنگهای عمید و معین نیز معناهایی مانند کودک، طفل، فرزند، خام و کمتجربه برای این کلمه ذکر شده است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه کوچک