هم خانواده کلمه ترک
واژههای همخانواده «ترک» شامل ترکی، ترکان، ترکیده و تارک میشود. یک روش آسان برای پیدا کردن واژههای همخانواده، توجه به ریشه کلمات است.
رییشه بیشتر کلمات در زبان فارسی از سه حرف تشکیل شده که در واژههای همخانواده تکرار میشوند. این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و یادگیری آنها دایره لغات شما را گسترش میدهد. کلمه «ترک» بسته به نوع تلفظ، میتواند معانی مختلفی داشته باشد. بر این اساس، همخانوادهها و مترادفهای زیادی برای آن وجود دارد.
اگر «ت» در «ترک» با ضمه خوانده شود، مترادفهای آن عبارتند از: ترکتبار، ترکنژاد، آذری و آذربایجانی. اگر «ت» و «ر» هر دو با فتحه تلفظ شوند، معادلهای آن شامل این موارد میشود: ثلمه، چاک، درز، رخنه، سوراخ، شکاف، فاق، منفذ، تر و تازه، مرطوب و یک نوع حلوا.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.
اگر فقط حرف «ت» با فتحه خوانده شود، مترادفهای این واژه عبارتند از: رها کردن، ول کردن، دست کشیدن، هشتن، صرفنظر کردن، واگذاری، واگذار، کلاهخود، مغفر، سوار و پشتسر.
حالا که با همخانواده و مترادفهای «ترک» آشنا شدید، خوب است معادل فارسی آن را نیز بدانید. این اطلاعات به تقویت زبان فارسی شما کمک کرده و سرعت جملهسازی شما را بالا میبرد. معادل فارسی واژه «ترک» شامل: رها کردن، واگذاشتن و واهشتن است.
اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.
در پایان، به معانی مختلف این واژه در فرهنگهای لغت فارسی میپردازیم. در لغتنامههای معتبر، برای «ترک» این معانی ثبت شده است: شکاف، رخنه، ترکزبان، واگذاشتن، رها کردن، زیباروی، معشوق، کسی که پشتسر سوار (مثلاً روی اسب یا موتور) مینشیند، کلاهخود و مغفر.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه دفتر