هم خانواده کلمه جان
واژه «جان» دارای کلمات همخانوادهای مانند جانی، جانان، جانانه و جانکاه است. برای تشخیص کلمات همخانواده، ابتدا باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، معمولاً ریشه کلمه سه حرفی است و در کلمات همخانواده به صورت پشت سر هم تکرار میشود.
در فارسی، اگر بن مضارع و ماضی یک کلمه یکسان باشد، آن کلمات همخانواده محسوب میشوند. کلمات همخانواده معمولاً از نظر معنی به هم نزدیک هستند و روی یک وزن ساخته میشوند.
توصیه میکنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.
برای درک بهتر معنی واژه «جان»، میتوانید با مترادفها و متضادهای آن آشنا شوید:
مترادفهای جان عبارتاند از: روح، حیات، نفس، هوش، عزیز، روان، گرامی و جن.
یادگیری مترادفها، متضادها و کلمات همخانواده، یکی از راههای ساده و مؤثر برای تقویت زبان فارسی در دوران ابتدایی است. این کار به شما کمک میکند معنی کلمه را بهتر بفهمید و آن را برای مدت طولانیتری به خاطر بسپارید.
متضادهای واژه جان نیز شامل این کلمات است: تن، پری، پریان، بدن و انس.
حالا که با مترادفها و همخانوادههای کلمه جان آشنا شدید، بد نیست نگاهی هم به معنی این کلمه در فرهنگهای معتبر فارسی بیندازیم.
در لغتنامه دهخدا، معنی جان به عنوان تاریککننده، پوشاننده، و در مقابل انس و پریان آمده است.
در فرهنگهای معین و عمید نیز این واژه به معنی روح انسانی، نفس، جوهره، هسته و روان تعریف شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه فرد
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را از دست ندهید.