هم خانواده کلمه جمعیت + مترادف و معنی کلمه جمعیت

هم خانواده کلمه جمعیت

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه جمعیت

کلمه جمعیت ریشه عربی دارد و از واژه جمع گرفته شده است. این کلمه در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و همه ما با آن آشنا هستیم. برای درک بهتر معنای جمعیت، در ادامه کلمات هم‌خانواده، مترادف و متضاد آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه.

هم‌خانواده‌های کلمه جمعیت عبارت‌اند از: مجمع، جامع، جمع، جامعه، جماعت، اجماع و مجتمع. این کلمات از نظر معنی به هم نزدیک هستند و ریشه مشترکی دارند.

شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌نویسی و انشا استفاده کنید. همچنین مترادف‌های زیادی برای واژه جمعیت وجود دارد که به درک بهتر معنای آن کمک می‌کند.

مترادف‌های کلمه جمعیت شامل این موارد می‌شود: ازدحام، دسته، جامعه، باند، انجمن، جمع، اسباب، انبوه، کثرت، شلوغی، مجتمع، گروه، کانون، فرقه، عده، نفوس، معشر، سامان، جماعت، جرگه، محفل و مجمع.

در فرهنگ معین، جمعیت به معنای مجتمع شدن، گروه مردم و گرد هم آمدن آمده است. در فرهنگ عمید نیز جمعیت به افرادی گفته می‌شود که در یک جامعه زندگی می‌کنند یا به معنای متحد و مجتمع شدن است.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

در فرهنگ واژه‌های فارسی سره و هوشیار، جمعیت به معانی آمار، شمار، هم‌گروهی، انجمن شدن و گرد هم آمدن به کار رفته است. معادل‌های فارسی آن نیز شامل انبوه، آمار، گروه، توده و شمار می‌شود.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه جامعه

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *