هم خانواده زبان
کلمههای «زبانی»، «همزبان» و «زبانرد» با واژه «زبان» همخانواده هستند. این کلمات از یک ریشه مشترک میآیند و معمولاً معنی نزدیک به هم دارند.
«زبان» یک کلمه فارسی است که دو معنی اصلی دارد:
– اول: اندامی ماهیچهای در دهان
– دوم: منظور از صوتها و نشانههایی است که برای صحبت کردن به کار میرود.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را بخوانید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.
یکی از آسانترین روشها برای پیدا کردن کلمات همخانواده، توجه به ریشه کلمه است. ریشه یک واژه معمولاً از سه حرف تشکیل میشود که در کلمات همخانواده تکرار میشود.
مترادفهای کلمه «زبان» شامل «کلام»، «لسان»، «لهجه» و «اصطلاح» است. این واژهها معنی مشابهی با «زبان» دارند و میتوانید در جملهنویسی از آنها به جای یکدیگر استفاده کنید. همچنین، یادگیری همخانواده و مترادفهای یک کلمه، دایره واژگان شما را گسترش میدهد و این کار، راهی آسان برای تقویت زبان فارسی است.
حالا که با همخانواده و مترادفهای «زبان» آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگهای معروف فارسی برویم. توضیحاتی که در این فرهنگها ارائه شده، به شما کمک میکند معنی یک واژه را به طور کامل بفهمید.
در لغتنامه دهخدا، «زبان» به معنی «لسان»، اندام ماهیچهای درون دهان، طرز تلفظ و صدا، و همچنین نشانهها و آواها آمده است. در فرهنگهای عمید و معین نیز «زبان» به عنوان «لسان» و عضوی درون دهان تعریف شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه نو
همخانواده کلمه مطمئن
همخانواده کلمه گرم
همخانواده کلمه نسخه