هم خانواده کلمه سبب
واژههای «مُسَبِّب» و «اَسباب» همخانواده کلمه «سَبَب» هستند و ریشه یکسانی با آن دارند. سَبَب در زبان فارسی به معنی «علت» و نیز به معنای «رابطه خویشاوندی» به کار میرود.
مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.
مترادفهای کلمه سَبَب عبارتاند از:
انگیزه، جهت، دلیل، علت، منبع، موجب، باعث، مسبب، واسطه، وسیله، داعیه، طرز، طریق، منوال، خویشاوندی، قرابت، نسبت، علاقه، آلت، افزار، ابزار، طناب و ریسمان.
این کلمات هممعنی با سَبَب هستند و میتوانید در جای مناسب از آنها استفاده کنید. آشنایی با مترادفها نه تنها به درک بهتر معنای واژه کمک میکند، بلکه دایره لغات شما را گستردهتر کرده و توانایی شما در نوشتن را افزایش میدهد.
جالب است بدانید که معادلهای فارسی سَبَب، «دستاویز» و «انگیزه» است. همچنین متضادهای این کلمه، «بیگانگی» و «نَسَب» هستند.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.
در ادامه، معانی ذکر شده برای این واژه در لغتنامههای معتبر فارسی را میخوانیم:
– در لغتنامه دهخدا: سَبَب به معنای «جهت»، «باعث» و «علت» آمده است.
– در فرهنگ معین: این کلمه به معانی «علت»، «نسبت خویشاوندی»، «وسیله»، «طریق» و «ریسمان» به کار رفته است.
– در فرهنگ عمید: سَبَب به معنای «دستآویز»، «وسیله»، «طریق»، «پیوند» و «علاقه خویشاوندی» معنی شده است.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را از دست ندهید.
بیشتر بخوانید:
همخانواده کلمه دلیل