هم خانواده کلمه سر
کلمه “سر” بسته به نوع تلفظ (سَر، سِر یا سُر) معانی گوناگونی پیدا میکند. واژههای همخانواده آن عبارتاند از: سرانه، سردار، سرآمد، سرور و سرپوش.
این کلمات ریشه یکسانی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنی “سر” آشنا شوید، مترادفها و متضادهای آن را مرور میکنیم. با ما همراه باشید.
همخانوادههای کلمه “سر” شامل این موارد است:
رئیس، سرور، برتر، تارک، رأس، میل، عزم، نیت، خیال، فکر، فرق، کله، مخ، چکاد، آهنگ، اندیشه، سمت، سو، قله، نوک، در، درپوش، دهانه، سرپوش، بالا، بزرگ، پیشوا، والاتر، قصه، طرف، سرانه، راز، امر پوشیده، کار نهانی، اخفا، مکتوم، رمز، مصاص، موزه، سرخ، سرخرنگ، شیب، لیز، لغزنده و لغزان.
یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی، یادگیری مترادفها، متضادها و واژههای همخانواده است. با یادگیری این موارد، معنای واژهها را بهتر درک میکنید و در خاطرتان میماند.
همچنین بد نیست بدانید متضادهای کلمه “سر” عبارتاند از: پا، ته، دامنه، پایین و عیان.
برای مطالعه بیشتر، به معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه سری سر بزنید.
در اینجا میتوانید اطلاعات کاملتری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
در پایان، برای آشنایی بیشتر با معنای “سر”، به تعریف آن در فرهنگهای معتبر فارسی میپردازیم:
در لغتنامهٔ دهخدا، “سر” به معنی رأس، نوک و قله آمده است.
در فرهنگ معین، این واژه به معنی رییس، بزرگتر، اندیشه و قوت معنی شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه انتقال