هم خانواده کلمه سفر
سفر واژهای است که در زبان فارسی بسیار به کار میرود. این کلمه معمولاً به صورت مصدر و همراه با فعلهایی مانند “رفتن” و “کردن” استفاده میشود، مثل سفر رفتن یا سفر کردن. سفر در اصل به معنای حرکت از یک شهر یا کشور به مقصدی دیگر است و بیشتر مردم از این کار لذت میبرند.
مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
برای یافتن واژههای همخانواده، باید به ریشه اصلی کلمه توجه کرد. کلماتی مانند مسافر، مسافرت، سفور، سفارت، مسافران، سفیر و مسافت همخانوادههای سفر به شمار میروند. این واژهها از نظر معنایی به سفر نزدیک هستند و میتوان در جای مناسب از آنها استفاده کرد.
برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.
واژههای دیگری مانند رهسپاری، رهنوردی و نورد نیز معادلهای فارسی سفر هستند که احتمالاً در نوشتههای ادبی و شعرهای فارسی دیدهاید.
همچنین کلماتی مانند جابجایی، مهاجرت، نقل مکان، رحیل، سیاحت، رحلت، عزیمت، هجرت، کوچ و مسافرت به عنوان مترادف یا هممعنی سفر شناخته میشوند.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
در لغتنامه دهخدا برای سفر معناهایی مانند بریدن، مسافران و مسافت آورده شده است. فرهنگ عمید نیز سفر را رفتن از شهری به شهر دیگر معنی کرده است. در دیگر کتابهای واژهشناسی فارسی نیز معمولاً معادلهایی مانند رهسپاری و نورد برای این کلمه ذکر شده است.