هم خانواده کلمه سفید
واژههای همخانواده «سفید» شامل سفیدی و سفیداب میشوند. این کلمات از یک ریشه گرفته شدهاند و معنای نزدیک به هم دارند. سفید از واژههای بسیار پرکاربرد و شناختهشده در زبان فارسی است.
رنگ سفید نماد پاکی و زیبایی است و در بسیاری از فرهنگها از جایگاه ویژهای برخوردار است. در بعضی از کشورها، این رنگ در مراسم و آیینهای خاص به کار میرود. برای شناخت بیشتر معنی این واژه، در ادامه با ما همراه باشید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.
مترادفهای واژه سفید عبارتاند از: سپید، سیمگون، آق، بیاض، شیریرنگ، نقرهفام، نقرهگون و سفیدپوست. همانطور که میدانید، واژههای مترادف، کلماتی هستند که معنای یکسانی دارند. بنابراین میتوانید در نوشتههای خود برای تنوع و زیبایی از آنها استفاده کنید.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
همچنین خوب است بدانید متضادهای کلمه سفید شامل سیاه، رنگینپوست و اسود میشود. معادل فارسی آن نیز «سپید» است که حتماً بارها شنیدهاید.
در پایان، به معنی این واژه در فرهنگهای لغت فارسی میپردازیم. در لغتنامهٔ دهخدا، سفید اینگونه تعریف شده است: روشنترین رنگها و رنگی خارج از دستهبندی رنگهای اصلی و فرعی. اگر این رنگ را به هر رنگ دیگری اضافه کنیم، آن را روشنتر میکند. در فرهنگ معین، سفید به معنای هر چیزی است که به رنگ برف یا شیر باشد و همچنین معانی دیگری مانند ابیض، ظاهر، نمایان، اسپید و سپی برای آن ذکر شده است.
برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمه صاف