هم خانواده کلمه ضعف
کلماتی مانند ضعیف و ضعفا از همخانوادههای واژهٔ ضعف هستند که احتمالاً با آنها آشنا هستید. منظور از همخانواده، کلماتی است که معنای نزدیک به هم دارند و دستکم سه حرف مشترک در ساختار خود به کار میبرند.
اطلاعات جامعتری در مورد این موضوع را در معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه پیدا کنید.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
یادگیری همخانوادهها و واژههای مترادف در زبان فارسی بسیار مفید است، چون به غنیتر شدن گنجینهٔ واژگان شما کمک میکند و باعث تقویت مهارتهای زبانی میشود. این کار همچنین درک معنای کلمات تازه را آسانتر میکند.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
واژههای مترادف ضعف عبارتاند از: بیقوتی، درماندگی، بیبنیگی، بیحالی، ناتوانی، نقاهت، بیزوری، زبونی، سستی، وهن، غش و فتور. شما میتوانید از این کلمات بهجای واژهٔ ضعف در نوشتههای خود استفاده کنید.
همانطور که میدانید، ضعف به معنای سستی و بیرمقی است. بنابراین متضاد آن، قدرت و قوت است که دقیقاً در نقطهٔ مقابل آن قرار دارند. همچنین خوب است بدانید که معادلهای فارسی این واژه شامل سستی، نزاری، زبونی و ناتوانی میشود.
در پایان، برای آشنایی بیشتر با معنای دقیق ضعف، به تعریفهای ارائهشده در فرهنگهای معتبر فارسی توجه کنید. در لغتنامهٔ دهخدا، معناهایی مانند سست گردیدن، فتور، انکسار، بیبنیگی، سستی و ناتوانی برای این واژه آمده است. در فرهنگهای عمید و معین نیز ضعف با کلماتی مانند سستی، ناتوان شدن و ناتوانی تعریف شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ نیرو