هم خانواده کلمه کشف
کلمه «کشف» به معنای پیدا کردن و به دست آوردن چیزی است که قبلاً پنهان یا ناشناخته بوده. این واژه معمولاً وقتی به کار میرود که چیزی مجهول، آشکار یا حل شود؛ مانند زمانی که یک مسئله علمی حل میشود یا یک چیز جدید اختراع میگردد.
ریشه این کلمه عربی است، اما در زبان فارسی هم بسیار استفاده میشود و علاوه بر معنی اصلی، معانی دیگری نیز دارد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
واژههای همخانواده «کشف» شامل موارد زیر است:
– اکتشاف
– کاشف
– مکشوف
– انکشاف
همه این کلمات معنایی نزدیک به هم دارند و حول محور «پیدا کردن» و «آشکار شدن» میچرخند.
همچنین برخی از مترادفهای «کشف» عبارتند از:
– پیدا کردن
– یافتن
– انکشاف
– شهود
توصیه میکنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.
مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
این واژهها تقریباً هممعنی با «کشف» هستند و میتوان در بسیاری از جملهها به جای آن به کار برد.
معادلهای فارسی این واژه نیز شامل این موارد است:
– هویدا کردن
– پیدا کردن
– پی بردن
– آشکار ساختن
– یابش
توصیه میکنیم حتماً مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را مطالعه کنید.
در مقابل، متضادهای «کشف» کلماتی مانند «ناپیدا»، «مخفی» و «گمشده» هستند. یادگیری این گروه از واژهها به شما کمک میکند تا بهتر با معنی «کشف» ارتباط برقرار کنید و بتوانید راحتتر از آن در جملهها استفاده کنید.
جالب است بدانید که این کلمه در برخی موارد، معانی کمکاربرد و خاصی نیز دارد. برای مثال، در متون ادبی فارسی گاهی «کشف» به معنای «لاکپشت» به کار رفته است. همچنین به برج چهارم سال خورشیدی (برج سرطان) نیز «برج کشف» گفته میشود. علاوه بر این، در گذشته به کوزهای با دهانه گشاد یا یخدان هم «کشف» میگفتند.