هم خانواده کلمه کشور
واژههای همخانواده «کشور» شامل کشوری، کشورها، کشورگشا، کشورگشایی و کشورداری میشوند. این واژهها ریشه یکسانی با کلمه کشور دارند و از نظر معنی نیز به هم پیوند میخورند.
کلمه کشور در زبان فارسی به معنای سرزمین، مملکت یا قلمروی بزرگی است که چندین استان را در بر میگیرد و مردم آن از یک دولت پیروی میکنند.
یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی در دوره دبستان، یادگیری مترادفها، متضادها و واژههای همخانواده است. با یادگیری این موارد، معنای واژهها را بهتر میفهمید و آنها برای همیشه در ذهنتان میماند.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را مطالعه کنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
مترادفهای کلمه کشور عبارتاند از: ارض، اقلیم، خطه، دیار، سرزمین، شهر، قلمرو، مرزوبوم، ملک، مملکت و ولایت. شما میتوانید از این واژهها بهجای کلمه کشور استفاده کنید.
حالا که با همخانواده و مترادفهای کشور آشنا شدید، خوب است بدانید که معادلهای فارسی این کلمه شامل سرزمین، مرز و بوم و میهن میشود.
اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
در لغتنامه دهخدا، کشور به معنای اقلیم، مملکت، پادشاهی و منطقهای از زمین با حکومت مشخص تعریف شده است. در فرهنگ معین نیز این واژه به معنای مملکت آمده و در فرهنگ عمید، کشور به مفهوم اقلیم، مملکت و سرزمین پهناوری شامل چندین استان معنی شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه وطن