هم خانواده کلمه کوچ + مترادف ، متضاد و معنی کلمه کوچ

هم خانواده کلمه کوچ

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

هم خانواده کلمه کوچ

واژه‌های هم‌خانواده «کوچ» عبارتند از: کوچ‌نشین، کوچنده، کوچ‌رو و کوچیدن. همه این کلمات ریشه مشترکی با «کوچ» دارند و از نظر معنایی نیز به هم پیوند خورده‌اند.

معنای اصلی کلمه «کوچ»، جابجایی گروهی از افراد از یک سرزمین به منطقه‌ای دیگر است. برای نمونه، عشایر ایران هر ساله بر اساس فصل، از محلی به محل دیگر کوچ می‌کنند. در ادامه، با آوردن مترادف‌ها و معانی این واژه از فرهنگ‌های مختلف فارسی، به درک بهتر آن کمک می‌کنیم.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

مترادف‌های کوچ شامل این واژه‌ها می‌شود: جابجایی، رحلت، رحیل، سفر، کوج، مهاجرت، نقل مکان و هجرت. شما می‌توانید از این کلمات به عنوان جایگزین‌های مناسب برای «کوچ» استفاده کنید.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

همچنین خوب است بدانید که معادل فارسی کوچ، «جابجایی»، «تغییر مکان» یا «مهاجرت» است. متضاد این کلمه نیز «ماندن» و «اقامت» می‌باشد.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.

در لغتنامه دهخدا، «کوچ» به معنای قبیله‌ای در حال مهاجرت آمده است. در فرهنگ معین نیز این واژه به معنی حرکت گروهی از جایی به جای دیگر، و نیز به معنای لوچ، احوال، جغد و بوم به کار رفته است. در فرهنگ عمید هم کوچ به معنی طایفه، دودمان و خانواده تعریف شده است.

بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه سفر

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *