معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم ✅ هم خانواده و مخالف

معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

پربازدیدترین این هفته:

دیگران در حال خواندن این صفحات هستند:

اشتراک گذاری این مطلب:

فهرست مطالب:

در این بخش از تاپ ناپ ، برای درس پنجم «هفت‌ خان رستم» کلاس ششم، معانی کلمات، شعر، واژه‌ های هم‌ خانواده و متضاد را به‌صورت دقیق و آموزشی تهیه کرده‌ایم و همچنین خلاصه‌ ای کامل از محتوای درس به همراه نتیجه‌ گیری از مفاهیم آن ارائه داده‌ ایم تا درک بهتری از موضوع درس برای دانش‌آموزان فراهم شود.

معنی شعرهای درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

بیت ۱
اسب با خشم و شدت پا کوبید؛ آنقدر محکم سم بر زمین کوبید که زمین از هم شکافت و پر از ترک شد.

بیت ۲
رستم شمشیر کشید و سر دشمن را از بدنش جدا کرد؛ آنقدر خون جاری شد که مانند یک رود روان گشت.

بیت ۳
کمند را با سرعتی مانند باد پرتاب کرد و در یک لحظه سر جادوگر را در دام انداخت.

بیت ۴
او را با خنجر از وسط دو نیم کرد و این کار، دل دیگر جادوگران را از ترس لبریز ساخت.

بیت ۵
وقتی رستم او را دید، اسبش را به سرعت به جلو راند و مانند آتش به سویش یورش برد.

بیت ۶
رستم، با قدرت و شجاعت، سر و یال او را گرفت و مانند یک شیر، سرش را از تن جدا کرد.

بیت ۷
برای نماز، بدنش را پاک شست و جایی پاکیزه برای عبادت پیدا کرد.

بیت ۸
سپس پیشانی بر زمین گذاشت و گفت: ای خداوند عادل!

بیت ۹
ای پناه بندگان از هر بدی، تو به من این قدرت و توانایی را دادی.

پیام و جمع‌بندی

داستان هفت‌خان به ما نشان می‌دهد که چگونه یک قهرمان با خرد و ایمان به خدا، راه دشواری را پشت سر می‌گذارد. در این راه، او با نیروهای بدی می‌جنگد، برای کارهای نیک شتاب می‌کند و در پایان با تواضع و سپاس از خداوند یاد می‌کند. پیروزی رستم تنها به دلیل شجاعت او نیست، بلکه به خاطر تفکر و برنامه‌ریزی دقیقش است و استواری قلبش با دعا و راز و نیاز به کمال می‌رسد.

معنی کلمات درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

خروشید بانگ زد؛ فریادِ بلند برآورد.
جوشید به هیجان آمد؛ به شدّت به حرکت افتاد.
برکَند از جا درآورد؛ کند و جدا کرد.
سُم کفِ پای جانورانی چون اسب.
چاک‌چاک شکاف‌خورده و پاره‌پاره.
بَزد (تیغ) زد؛ تیغ کشید و ضربت وارد کرد.
تیغ شمشیر؛ سلاح بُرندهٔ جنگی.
فرو ریخت سرازیر شد؛ به‌تندی پایین آمد.
رود جویِ پرآب؛ در متن، برای تشبیهِ فراوانیِ خون آمده است.
از بَر از رویِ…، از کنارِ… (جدا کردن از تن).
بینداخت پرتاب کرد؛ انداخت.
کَمَند طنابِ حلقه‌دار برای به‌بندکشیدنِ دشمن یا شکار.
جادو نیرنگ و افسون؛ جادوگر = فریبکارِ افسون‌گر.
ناگه ناگهان؛ بی‌درنگ و فوری.
به بند آورد اسیر کرد؛ در قید و زنجیر انداخت.
میان کمر؛ بخش میانیِ بدن.
خنجر کاردِ جنگیِ کوتاه و بُرنده.
جادوان جادوگران؛ جمعِ «جادو» به معنای افسون‌گران.
بیم ترس؛ هراس.
برانگیخت (اسب) به حرکتِ تند واداشت؛ تاختن را آغاز کرد.
آذرگُشَسب آتشِ تند و درخشان (در متن، نمادِ سرعت و شکوهِ یورش).
یال مویِ بلندِ گردنِ جانورانی چون اسب و شیر.
دلیر شجاع؛ نترس و جسور.
به کردار به‌مانندِ؛ همچون.
نیایش دعا و راز و نیاز با خداوند.
پرستش عبادت؛ بندگی در پیشگاه خدا.
بِجُست جست‌وجو کرد؛ طلب نمود.
سر بر خاک نهاد سجده کرد؛ پیشانی بر خاک گذاشت (کنایه از فروتنی در عبادت).
داورِ دادگر قاضیِ عادل؛ خطاب به خداوندِ منصف.
پناه حمایت و امن؛ جایِ ایمنی‌بخش.
گُردی پهلوانی و دلاوری.
دستگاه شُکوه و توان؛ ساز و برگ قدرت.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

هم‌خانواده‌ درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

جادو جادوگر، جادوان، جادویی، جادوگری
دیو دیوان، دیوسیرت، دیومنش
کمند کمندافکن، کمندانداز، کمندگیر
خنجر خنجری، خنجرزن، خنجرکش
نخجیر نخجیرگاه، نخجیرچی، نخجیرکار
نیایش نیایشگر، نیایشگاه، نیایش‌نامه
پرستش پرستنده، پرستشگاه، پرستیدن
پهلوان پهلوانی، پهلوان‌مآب، پهلوان‌دل
پناه پناهگاه، پناهنده، پناه‌بخش
سپاس سپاس‌گزار، سپاس‌گزاری، سپاس‌نامه
تاخت تاختن، تاخت‌وتاز، یورش (هم‌حوزه)
خروش خروشیدن، خروشان، پرخروش
جوش جوشیدن، جوشان، پرجوش‌و‌خروش
بیم بیمناک، بیمناکی، بیم‌زده
پاک پاکی، پاکیزه، پاکیزگی
داور داوری، داورانه، دادگر (هم‌ریشه با «داد»)

متضاد (مخالف) درس پنجم هفت خان رستم کلاس ششم

بند / اسارت رهایی / آزادی
گرفتار رها / آزاد
پاک ناپاک / آلوده
دیو یزدان / نیکیِ الهی
اهریمنی یزدانی / خدایی
دشمن یار / یاران
بیم دل‌آوری / جسارت
خواب بیداری
نهان / پنهان پدید / آشکار
بد نیک
ترسناک ایمن / آرام
بی‌یاور پناه‌دار / یاوردار

کلمه های املایی درس پنجم فارسی کلاس ششم

کیکاووس و سردارانش در سرزمین مازندران به دست دیوها اسیر شدند. رستم برای نجات آنان به راه افتاد. در مرحله اول، با یک شیر جنگید و با کمک اسبش رخش بر آن چیره شد. در مرحله دوم، از یک بیابان سخت گذشت، به یک چشمه آب رسید، خود را شست و از اسبش نگهداری کرد. در مرحله سوم، یک اژدهای بزرگ به او حمله کرد که رخش او را بیدار کرد و رستم اژدها را شکست داد. سپس خدا را شکر کرد و در مرحله چهارم، یک جادوگر را با طناب و خنجر از بین برد. در مرحله پنجم، اولاد را دستگیر کرد و در مرحله ششم، بر ارژنگ دیو پیروز شد. در پایان، در مرحله هفتم، دیو سپید را شکست داد، دوستانش را آزاد کرد و با فروتنی از خدا سپاسگزاری کرد. مفهوم اصلی این داستان، شجاعت همراه با عقل، توکل به خدا و پایداری در برابر مشکلات است.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.

توجه: بخش‌های «خودارزیابی»، «سوالات متداول» و «تمرین واژگان» در کتاب درسی وجود ندارند و تنها به عنوان نمونه سؤال و تمرین اضافی برای یادگیری بهتر ارائه شده‌اند.

خودارزیابیِ درس

رخش، اسب باوفای رستم، در مرحله سوم سفر با نشان دادن علائم هشداردهنده، او را از حمله یک اژدها باخبر کرد. — درست / نادرست
رستم بعد از شکست دادن ارژنگ دیو، دعا و نیایش به جا نیاورد. — درست / نادرست
رستم با استفاده از کمند و خنجر توانست جادوگر را شکست دهد. — درست / نادرست
هدف اصلی این سفر پرمخاطره، نجات کیکاووس و همراهانش از دست دیوان بود. — درست / نادرست
نام اسب رستم، «آذرگشسب»، در این داستان نشان‌دهنده سرعت و حمله‌ی سریع اوست. — درست / نادرست

سوالات متداول

۱) مفهوم اصلی داستان چه چیزی است؟
شجاعت همراه با تفکر و اعتماد به خدا؛ قدرت یک قهرمان زمانی کامل می‌شود که با سپاسگزاری و دعا همراه باشد.

۲) رخش چگونه در موفقیت رستم نقش دارد؟
همراهی هوشیار و هشداردهنده است؛ در بیدار کردن رستم وقتی اژدها حمله کرد، نقشی کلیدی بازی می‌کند.

اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

۳) دلیل ذکر دعا و سپاس پس از پیروزی‌ها چیست؟
برای ابراز قدردانی و فروتنی؛ تا پیروزی به خودبینی منجر نشود و به کمک خداوند نسبت داده شود.

۴) کاربرد کمند و خنجر چیست؟
کمند برای به دام انداختن حریف و خنجر برای ضربه نهایی در فاصله نزدیک استفاده می‌شود.

تمرین واژگان (جای‌خالی)

رستم طناب خود را با سرعتی مانند **باد** به سوی جادوگر انداخت و او را گرفتار کرد.
خون دشمنان مانند **رود** جاری شد و بر زمین ریخت.
بعد از این پیروزی، رستم برای **نیایش** خود را شست و شو داد.
اسب او، رخش، با **سُم**‌های نیرومندش زمین را شکافت.
کیکاووس و همراهانش در سرزمین **مازندران** به دام افتاده بودند.
رستم بر **ارژنگ** که دیوی سپید بود، چیره شد و دوستانش را نجات داد.
«آذرگشسب» نشان‌دهنده‌ی **تندی** و روشنایی است.
در این داستان، «داورِ دادگر» اشاره به **خداوند** دارد.

✅

در آیات ۴۰ و ۴۱ سوره مبارکه توبه، خداوند متعال خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می‌فرماید:

«إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ ۗ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»

معنای این آیات این است که اگر شما believers به پیامبر یاری نرسانید، خداوند خود او را یاری کرده است. زمانی که کافران قصد آزار او را داشتند و ایشان به همراه ابوبکر در غار پنهان شده بودند. در آن لحظه سخت، پیامبر به همراه خود گفت: نگران نباش، زیرا خدا با ماست. پس از آن، خدا آرامش خود را بر قلب پیامبر نازل کرد و با لشکری از فرشتگان که دیده نمی‌شدند، از او حمایت کرد. همچنین سخن و قدرت کافران را خوار و بی‌اثر ساخت، در حالی که کلام و دین خدا همیشه بلندمرتبه و پیروز است. خداوند توانا و داناست.

اینجا می تونی سوالاتت رو بپرسی یا نظرت رو با ما در میون بگذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *