کلمهی «بد» یک واژهی فارسی است و همخانوادهی آن «بدی» میباشد. این کلمه در زبان فارسی بسیار پرکاربرد است و آشنایی با معنی و کاربرد آن برای همه لازم است تا در جای مناسب از آن استفاده کنیم. در ادامه با هم به بررسی مترادفها و معانی این واژه میپردازیم.
مترادفهای کلمهی بد عبارتند از:
ناپسند، ردی، سوء، شر، شوم، کریه، نفرتانگیز، مستهجن، مشئوم، منحوس، نکوهیده، زشت، قبیح، میشوم، نحس، مذموم، ناروا، بیادب، پلشت، نامطلوب، نامناسب، پلید، لثه و آتشیره.
این واژهها هممعنی با «بد» هستند و میتوانید در نوشتهها و گفتار خود از آنها استفاده کنید. یادگیری مترادفها نه تنها به درک بهتر معنای کلمه کمک میکند، بلکه دایرهی لغات شما را گسترش داده و مهارت نوشتاری شما را تقویت مینماید.
در مقابل، متضادهای کلمهی بد عبارتند از: خوب، حسن، زیبا، میمون، مبارک، نیک و متحسن.
همانطور که میبینید، این کلمات معنای مخالف «بد» را میرسانند.
در ادامه نگاهی به معنی واژهی «بد» در فرهنگهای معروف فارسی میاندازیم:
در لغتنامهی دهخدا، «بد» به معنای ضد خوب، ضد نیک، نقیض خوب و نیک و خوش، ردیة، نغام، ناخوش، ناگوار، زشت و سوء آمده است.
در فرهنگهای عمید و معین نیز این واژه به معانی زشت، ناپسند، چاره، گریز، نامرغوب، به سختی و به دشواری ذکر شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده غمگین
هم خانواده گلزار
هم خانواده خورشید
هم خانواده بهترین
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
در این مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.