کلمه «چیرگی» یک واژه فارسی به معنی پیروزی و غلبه است. واژههای همخانواده آن عبارتاند از: چیره، چیره بودن و چیر. در ادامه برای اینکه بیشتر با این واژه آشنا شوید، مترادفها، متضادها و معنی آن در فرهنگهای لغت فارسی را توضیح میدهیم. با ما همراه باشید.
مترادفهای چیرگی شامل این کلمات میشوند: سلطه، سیطره، استیلا، پیروزی، غلبه، تسلط و ظفر. این واژهها هممعنی چیرگی هستند و میتوانید در جملههای خود از آنها استفاده کنید. یادگیری مترادفها و واژههای همخانواده به شما کمک میکند دایره لغاتتان گستردهتر شود و فارسی را بهتر و قویتر صحبت کنید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
حالا که با مترادفهای چیرگی آشنا شدید، بد نیست متضادهای آن را هم بدانید. متضادهای چیرگی عبارتاند از: ضعف، سستی و شکست.
در پایان برای درک بهتر معنی چیرگی، به سراغ تعریف آن در لغتنامههای معروف فارسی میرویم. در لغتنامه دهخدا، چیرگی به معنی سیطره، استیلاء، پیروزی، چیره بودن، غلبه، تسلط، قهر، تفوق، برتری، دست و ید آمده است.
برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
در فرهنگهای عمید و معین نیز معنی چیرگی، پیروزی و غلبه ذکر شده است. شما میتوانید از هر یک از این معانی در نوشتهها و گفتار خود استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم اصلی تغییر کند.
مطالب بیشتر:
هم خانواده چیره
هم خانواده چرخش
هم خانواده چنین
هم خانواده قالب
هم خانواده قناعت
برای یادگیری پیشرفته، به معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه مراجعه کنید.