هم خانواده کلمه تعطیل
کلمات همخانواده برای «تعطیل» شامل «معطل» و «تعطیلات» میشوند. برای پیدا کردن کلمات همخانواده، ابتدا باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشهٔ کلمه معمولاً سه حرفی است و این سه حرف در کلمات همخانواده تکرار میشوند.
در زبان فارسی، اگر بن ماضی و مضارع یک فعل یکی باشد، آن کلمات همخانواده محسوب میشوند. کلمات همخانواده معمولاً از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. برای اینکه بهتر با معنای واژهٔ «تعطیل» آشنا شوید، در ادامه معادلها، مترادفها و متضادهای آن را نیز بیان کردهایم.
مترادفهای کلمهٔ تعطیل عبارتاند از: بیکاری، بیکار کردن، مرخصی، منحل کردن، ناکارآمدی، توقف، انحلال، برچیده شدن، لنگ زدن، متلاشی شدن، روز دست از کار کشیدن، معطل گذاشتن و رها کردن. احتمالاً بسیاری از این واژهها را میشناسید و میتوانید از آنها بهجای تعطیل استفاده کنید.
توصیه میکنیم این مطلب معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را حتماً بخوانید.
یادگیری مترادفها نهتنها به درک بهتر معنای کلمه کمک میکند، بلکه دایرهٔ واژگان شما را گسترش داده و توانایی شما در نوشتن را نیز افزایش میدهد.
همچنین بد نیست بدانید متضادهای کلمهٔ تعطیل عبارتاند از: فعالیت، شاغل بودن و کار. معادلهای فارسی آن نیز بیکاری، تعطیلی، بسته بودن و بیکار است. در پایان، برای بررسی دقیقتر، به سراغ فرهنگهای معتبر فارسی رفته و معنی واژهٔ تعطیل را در آنها جستجو کردهایم.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.
در لغتنامهٔ دهخدا برای تعطیل معانی زیر آمده است: متوقف کردن یک کار یا عمل، بیکار کردن فردی، بازماندن از کار، بیکاری، زمان فراغت، متوقف شدن و رها شدن. در فرهنگهای عمید و معین نیز تعطیل به معنای دست از کار کشیدن، بیکار بودن و رها کردن معنی شده است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه معطل