هم خانواده کلمه زیارت
کلماتی مانند زائر، زوار، زائرین و زیارتنامه همخانوادهٔ کلمهٔ زیارت هستند. این واژهها معمولاً سه حرف اصلی مشترک دارند که ریشهٔ کلمه را تشکیل میدهند. خود کلمهٔ زیارت در زبان فارسی به معنای بازدید از افراد بزرگوار یا دیدن مکانهای مقدس است.
یکی از آسانترین راهها برای قویتر کردن زبان فارسی در سالهای دبستان، یادگیری مترادفها، متضادها و واژههای همخانواده است. وقتی این موارد را بیاموزید، معنای واژهها را بهتر میفهمید و بهتر در خاطرتان میماند.
مترادفهای زیارت شامل واژههایی مانند پابوسی، تشرف، تطوف، حرم، دیدار و طواف است. این کلمات هممعنای زیارت هستند و میتوانید در جملههای خود از آنها به جای زیارت استفاده کنید.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
در صورت علاقهمندی، مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.
معادل فارسی زیارت، «دیدار» است. حالا که با همخانواده و مترادفهای زیارت آشنا شدید، بد نیست معنای آن را در کتابهای واژهشناسی هم بدانید.
در لغتنامهٔ دهخدا زیارت به معنای رفتن به مکانهای مقدس و نزدیک شدن به شخصی بزرگ آمده است. در فرهنگ معین، این کلمه به معنای دیدار و رفتن به جای مقدس معنا شده و در فرهنگ عمید نیز به مفهوم بازدید کردن، ملاقات کردن و رفتن به مکانهای متبرک تعریف شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ دیدار
توصیه میشود به مطالعه مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه ادامه دهید.