هم خانواده کلمه سرد
کلمههای همخانواده «سرد» شامل سردسیر و سردی میشوند. به کلماتی که معنای نزدیک به هم دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، همخانواده میگویند. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند معنای واژهها را بهتر بفهمید و دایره لغات خود را بزرگتر کنید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
حالا که با همخانوادههای سرد آشنا شدید، بهتر است با مترادفهای آن هم آشنا شوید.
مترادفهای کلمه سرد عبارتند از: خنک، بارد، یخ، بیروح، خشک، سردمزاج، بیاحساس، بیمیل، بیعاطفه، بیتحرک، گرانجان، نچسب، نگد، بیگانهخو، ناپویا و بیمزه. احتمالاً بسیاری از این واژهها را میشناسید. یادگیری آنها به شما کمک میکند جملههای متنوعتری بسازید و نوشتههای خلاقانهتری داشته باشید.
برای درک عمیقتر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.
همچنین خوب است بدانید متضادهای کلمه سرد، گرم و مشتاق هستند. یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایره واژگان، یادگیری کلمات همخانواده و مترادف است.
برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه سر بزنید.
در ادامه برای درک بهتر معنای واژه سرد، به معنی آن در فرهنگهای مختلف نگاهی میاندازیم. در لغتنامه دهخدا، سرد به معنای چیزی که گرمی ندارد، خنک و یخ آمده است.
در فرهنگ معین، معنی سرد اینگونه بیان شده: دمای کم، خنک، بیمهر، بیمعنی و سخن بیمزه.
در فرهنگ عمید نیز سرد به عنوان یکی از مزاجها، و به معنای ناگوار، بیاعتنا و ناخوشایند به کار رفته است.
بیشتر بخوانید:
هم خانواده کلمه گیلان